غفلت تاریخی ما و چرایی بازنگرداندن آثار و اشیای باستانی ایران

 

باید بیان داشت که این حرکت اقدام شایسته و درخور تحسینی است که به رغم انتقاداتی که به عملکرد سازمان میراث فرهنگی هست، نباید آن را از نظر دور داشت...نقش برجسته‌اي از تخت جمشيد در حراج کريستي لندن به قيمت يک ميليون و صد و هشتاد هزار و دويست و هشتاد و چهار دلار به فروش رفت، ایران شکایت کرد اما بهانه اصلي دادگاه اين بود که چرا دولت وقت ايران در اکتبر 1974 که «دنيس برند» نقش برجسته را در يک حراجي نيويورک خريده بود، هيچ واکنشي از خود نشان نداده است؟!

انتشار خبر یافتن بقایای سربازان ایرانی دوره پادشاهی کمبوجیه و واکنش امیدوار کننده رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، این بارقه امید را ایجاد کرد که موضوع حفظ و بازیابی آثار هویتی ایرانیان به ویژه در حوزه آثار باستانی و نمادهای فرهنگی با جدیت بیشتری از سوی دستگاه‌های متولی امر پیگیری شود.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، پس از خبر انتشار کشف بقایای اجساد سربازان ایرانی در صحرای مصر و پوشش وسیع این خبر توسط رسانه‌های داخلی و بین‌المللی، آقای بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در گفت‌وگو با خبرنگاران، از پیگیری و رایزنی‌های سازمان مطبوعش برای گفت‌وگو با مقامات مصری در این باره سخن گفت.

در همین حال، گفته می‌شود حتی بقایی برای تسریع  فرایند گفت‌وگو در باره وضعیت آثار و بقایای اجساد سربازان ایرانی در پی دیدار با مسئول دفتر حفاظت منافع مصر در تهران نیز بر آمده است. باید بیان داشت که این حرکت اقدام شایسته و درخور تحسینی است که علی رغم انتقاداتی که به عملکرد سازمان میراث فرهنگی وجود دارد، نباید آن را از نظر دور داشت؛ البته امید می‌رود این سخنان در مقام عمل نیز با جدیت پیگیری شود.

این گزارش می‌افزاید، به نظر می‌رسد باید در روند بازگرداندن آثار باستانی و اشیاء تاریخی ایران که در بیشتر موزه‌های معروف دنیا پراکنده شده‌اند، بازنگری صورت پذیرد.

برای نمونه، چندي پیش، نقش برجسته‌اي از تخت جمشيد در حراج کريستي لندن به قيمت يک ميليون و صد و هشتاد هزار و دويست و هشتاد و چهار دلار به فروش رفت (سوم آبان سال 1386). ابعاد اين نقش 24 در 31 سانتيمتر است و سر سرباز هخامنشي را به همراه قسمتي از نيزه اين سرباز نشان مي‌دهد. باید یادآور شویم که تصاویر برگرفته از سایت"فایند اینویز" می باشد.

 
نقش برجسته سرباز هخامنشي


در معرفي اين اثر گفته مي‌شد که نقش سربازي است از کاخ خشايارشاه در تخت جمشيد اما با آگاهي سازمان ميراث فرهنگي ايران از اين حراجي و بررسي کارشناسان مشخص شد؛ اين حجاري مربوط به پلکان شرقي کاخ آپاداناست. به تصوير زير که به صورت رايانه‌اي محل قرارگيري اين اثر را در جاي صحيح خود در پلکان شرقي نشان مي‌دهد، توجه کنيد.
 


در ادامه این روند و با شکایت دولت ایران از حراج «کریستی» این اثر از فهرست حراجی خارج شد و دارنده آن آقای «دنیس برند» و سازمان میراث فرهنگی ایران در دادگاه عالی لندن در برابر هم صف آرایی کردند. اما یک پرسش؟ چرا دولت ایران نسبت به آثار دیگری که در سراسر موزه‌های دنیا پراکنده است واکنشی نشان نمی‌دهد؟ پاسخ شاید این باشد: به یک دلیل ساده.

اما دلیلش به نظر می‌رسد که این موضوع باشد؛ بخش اعظمی از این آثار زمانی از ایران خارج شده‌اند که کشور ما فاقد قانونی برای حفاظت و نگهداری آثار ملی و باستانی بوده است و یا بدتر از آن چنین آثار نفیسی با قراردادهای رسمی و رضایت رسمی دولتمردان (به ویژه در زمان سلسله قاجار) به موزه‌ها و مجموعه‌های خارجی راه یافته‌اند و با اینکه تعلق فرهنگی و تاریخی این آثار به ایران مسلم و محرز است، از نظر حقوقی نمی‌توان ادعا یا شکایتی را مطرح کرد؛ اما موضوع این سرباز هخامنشی با نمونه‌های قبلی تفاوتی عمده داشت.

این اثر زمانی از ایران به سرقت رفته یا خارج شده است که به طور قطع، کشور ما دارای قانون عتیقیات بوده است. پلکان شرقی آپادانا در پی حفاری‌های «ارنست هرتسفلد»، باستانشناس آلمانی در سال 1933کشف شده و پیش از آن، ایران قانونی برای حراست و حفاظت از آثار ملی خود در سال 1929به تصویب رسانده بود. اما دریغ که غرض ورزی‌های سیاسی باعث شد که دادگاه عالی لندن مدارک ایران برای اثبات مالکیت اثر را نپذیرد و سر سرباز هخامنشی به فروش برسد. بهانه اصلی دادگاه این بود که چرا دولت وقت ایران در اکتبر 1974 که دنیس برند، نقش برجسته را در یک حراجی نیویورک خریده بود، هیچ واکنشی از خود نشان نداده است. به دنبال این خبر موجی از ناراحتی و اعتراض در میان دوستداران میراث فرهنگی دیده شد. این موضوع انگیزه‌ای شد تا با یاری از اینترنت در موزه‌های معروف دنیا، گشتی بزنیم و دریابیم فروش سر این سرباز در قیاس با آنچه در زمان‌های گذشته روی داده چندان جلوه‌ای ندارد. نخست از موزه‌های اروپایی شروع می‌کنیم. تمرکز من بر آثار سنگی تخت جمشید بوده و نه کل تمدن هخامنشی.

نقش برجسته سرباز هخامنشی در موزه «ارمیتاژ» سن پترزبورگ روسیه ـ اهدایی دولت ایران به این موزه در سال 1935 میلادی

 
سر سرباز هخامنشي در موزه «آرميتاژ»



نقوش سنگي تخت جمشيد در موزه بريتانيا

1- نقش برجسته دو مادي از پلکان شمالي آپادانا
 


2-نقش برجسته ارابه‌ران از پلکان شمالي آپادانا

انتقال از تخت جمشيد در جولاي سال ۱۸۱۱ توسط «رابرت گوردون» از اعضاي هيأت سياسي «سر گور اوزلي». سر اسبان اين نقش توسط سر گور اوزلي به پسرش هديه شد که در سال ۱۹۸۵ موزه «ميهوي» ژاپن آن را خريداري کرد که در جاي خود نشان داده خواهد شد
 



3-نقش برجسته سربازن جاويدان
 




4-نقش برجسته اسفينکس

 


موزه «ميهو» ژاپن

در موزه ميهوي ژاپن دو حجاري از تخت جمشيد  وجود دارد. همان گونه که گفته شد يکي از اين دو ادامه نقش ارابه ران در موزه بريتانياست که موزه "ميهو" درسال ۱۹۸۵ آن را خريده است.

نقش اسبان ارابه در موزه ميهو (ژاپن)
 
سر اسبان ارابه - موزه ميهوي ژاپن


همان گونه که گفته شد، اين نقش ادامه حجاري ارابه‌راني است که در موزه بريتانيا قرار دارد. به تصوير زيرين توجه کنيد.
 
نقش کامل ارابه‌ران


نقش خدمتکار از تخت جمشيد موزه ميهو (ژاپن)
 
قطعات تخت جمشيد در موزه‌هاي ايالات متحده آمريکا

۱-موزه «متروپوليتن» نيويورک

نقش برجسته ملازمين به ابعاد ۶۴ در ۸۶ سانتيمتر، بنياد «هريس بريس بن ديک»
 


قطعات سنگي تخت جمشيد در موزه «بوستون»

۱-نقش برجسته سرباز هخامنشي در موزه «بوستون» به ابعاد ۵۳ در ۴۶ سانتيمتر


 


۲-نقش برجسته يک نجيب زاده مادي و دو هديه آور به ابعاد ۴۵ در ۷۷ سانتيمتر

 


۳-نقش برجسته يک ملازم به ابعاد ۶۹ در ۳۲ سانتيمتر


قطعه سنگي ديگري از تخت جمشيد در موزه «بروکلين» نيويورک


نقش برجسته نگهبان هخامنشي در موزه بروکلين


 
قطعه سنگي ديگري از تخت جمشيد در موزه شهر ديترويت


نقش برجسته يک خدمتکاردر موزه ديترويت
 

قطعات سنگي تخت جمشيد در موزه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو


۱-رديفي از شيرهاي غران تخت جمشيد در موزه دانشگاه شيکاگو
 

 ۲-سر ستوني از تحت جمشيد در موزه دانشگاه شيکاگو
 

۳-سر ستون ايوان شمالي کاخ صد ستون-اکنون در موزه دانشگاه شيکاگو
 

۴-سر سنگي گاو نر از جبهه شرقي رواق شمالي کاخ صد ستون-موزه دانشگاه شيکاگو
 
براي درک ابعاد اين مجسمه به تصوير زيرين بنگريد
 

همچنین کتيبه‌اي آجري از خشايارشا و همين طور بخش‌هايي از طاقچه‌هاي سنگي تخت جمشيد در اين موزه هست که متأسفانه تصویری با کیفیت مناسب برای نمایش یافت نشد. همينطور چند نقش برجسته سنگي در موزه استکهلم و به احتمال قريب به يقين در کتابخانه ملي پاريس موجود است.


در همین باره، دکتر میرسنجری عضو هیات علمی دانشگاه  به «تابناک» گفت: در حالی که کشف اجساد سربازان ایرانی هخامنشی در مصر و همزمان مژده انتقال موقت منشور حقوق بشر از لندن به تهران احیای غرور ملی بسیاری از ایرانیان را در سراسر جهان به دنبال داشته، متأسفانه تاکنون توجه به تاریخ تمدن و پیشینه سترگ ملی در ایران در برخی موارد با بی توجهی‌هایی همراه بوده است.

با این حال، خبر مسرت‌بخش واکنش مسئولانه دست‌اندرکاران میراث فرهنگی برای باز گرداندن اجساد فرزندان میهن بعد از 2500 سال نشان دهنده یک تغییر نگرش و آشتی با پیشینه پر افتخار نیاکانمان و افتخارات تاریخی وملی ما بوده است. امید این که در مواردی چون بازسازی و تبلیغ برای خانه زادگاه نظامی گنجوی در روستای «تا» در تفرش، شناساندن، مرمت و احیای آثار هخامنشی در معرض ویرانی در در استان بوشهر، از میان بردن سد مخرب سیوند و ...
به طور منظم تداوم یابد ...

ایشان در ادامه افزود: در اینجا بد نیست به اجمال نظری بیندازیم به کوروش دوم یا کوروش کبیر، بنیانگذار دولت هخامنشی و دیدگاه‌های او؛ پدران کوروش کبیر، «کامبیز»، «کوروش اول»، «چیش پیش»، و «هخامنش» همگی رؤسای قوم پارس بوده‌اند. پس فرمانروا شدن کوروش چندان دور از ذهن نبود؛ اما چرا او مردی متفاوت است؟ دگراندیشی او بیشتر به روش حکومتش باز می‌گردد. بنیانگذار حکومت هخامنشیان زمانی به قدرت رسید که رسم بود، پادشاهان پس از گسترش قلمروی خود یا تمدن و آیین سرزمین اشغال شده را نابود می‌کرد و مردمان آن را وادار به پذیرش مذهب و حتی زبان خود می‌نمودند و یا اگر نمی‌خواستند سرزمین اشغال شده را به قلمروی خود پیوند دهند، پس از غارت دارایی‌ها و گرفتن بردگان مورد نیاز آن را ویران می‌کردند.


«بخت النصر» (با نام اصلی Nebuchadnezzar) پادشاه سرزمین بابل و معاصر کوروش بود. بخت النصر که بسیار مورد علاقه دیکتاتور بغداد بود و صدام حسین همواره خود را با او مقایسه می‌کرد و حتی تندیسی از خود با شباهت زیاد به او در بخش‌های گوناگون عراق نصب کرده بود، کتیبه ای از زمان تسخیر فینیقیه توسط بابلیان از او باقی مانده که در آن چگونگی اشغال فنیقیه توصیف شده که فرهنگ غالب آن روز جهان را به خوبی به تصویر می‌کشد: «...فرمان دادم صدهزار چشم از كاسه درآورند و صدها هزار قلم پا را بشكنند. با دست خودم چشم فرمانده دشمن را درآوردم. هزاران پسر و دختر را زنده زنده در آتش سوزاندم. خانه‌ها را چنان كوفتم كه ديگر بانگ زنده اي از آنها برنخيزد.»

«آشورنسیرپال دوم»، امپراتور دیگری است که تقریبا با هخامنشیان معاصر بود. در کتیبه ای که از این فرمانروای آشور باقی مانده می‌خوانیم: «...شهر را تسخير کردم، 600 تن از جنگجويان را از دم تيغ گذراندم، 3000 اسير را زنده زنده در آتش سوزاندم، همه را کشتم، پوست حاکم شهر را کندم و سپس آنرا بر فراز ديوار شهر پهن کردم...»

اما کوروش دوم زمانی که در واکنش به حمله بخت النصر به ایران، سرزمین بابل را فتح می‌کند، بنا بر روش و منش ایرانی پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک، روشی کاملا متفاوت را در برخورد با کشور مغلوب برمی‌گزیند. در استوانه معروف کوروش که با نام منشور حقوق بشر معروف است و اصل آن امروز در موزه بریتانیا در لندن و نمونه ساخته شده اش در موزه ملی ایران (موزه ایران باستان) نگهداری می‌شود، او پس از معرفی خود به عنوان کوروش، شاه بزرگ، شاه شاهان، فرزند کمبوجیه... می‌نویسد: «...نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید. من برده داری را برانداختم. درماندگی‌هایشان را چاره کردم. فرمان دادم همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارد. من همه شهرهای ویران را از نو ساختم. همه نیایشگاه‌های بسته شده را گشودم. همه مردمان آواره را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خداوند از کارهای من خشنود باشد.»

وی افزود: متفاوت بودن کوروش در زندگی شخصی او هم پیدا است. «زنوفون»، تاریخ نویس یونان باستان در کتاب Cyropaedia در بخشی از وصیت نامه کوروش می‌نویسد: «...پس از مرگ، بدنم را مومیایی نکنید و در طلا و زیور نپوشانید. آن را در خاک دفن کنید تا ذره ذره بدنم خاک ایران را تشکیل دهد.» هرچند زنوفون متهم است که همواره افسانه‌ها را با تاریخ آمیخته، اما دست کم این یک مورد کاملا با واقعیت هماهنگ است. و این گونه بود که کوروش کبیر بنیانگذار پادشاهی هخامنشی در پاسارگاد دفن شد.

در بخشی دیگر از همان کتاب، زنوفون از کوروش نقل می‌کند که «...همواره حامی کیش یزدان پرستی باشید، اما هیچ قومی را مجبور نکنید که از آیین شما پیروی نماید. به خاطر داشته باشید که هر کس باید آزاد باشد تا از هر کیشی که می‌خواهد پیروی کند.» این نقل قول هم در رفتار خود کوروش دیده می‌شود و هم در عملکرد پادشاهان هخامنشی پس از او. چنانکه هخامنشیان پس از تصرف مصر مردم آن سرزمین را در پیروی از آیین، زبان، و فرهنگ خود آزاد گذاشتند. تا جایی که در تاریخ مصر «هخامنشیان» سلسله ای از دودمان فرعون‌های مصر هستند؛ یعنی مصریان، هخامنشیان را نه یک قوم بیگانه که به عنوان بخشی از تاریخ خود پذیرفته‌اند.

 در کتاب‌های مقدس یهودیان (کتاب حضرت داود، کتاب حضرت اشعیاء، و...) کوروش به عنوان فرستاده خدا و رهایی بخش یهودیان معرفی شده است و در قرآن هم از فردی به نام «ذوالقرنین» بسیار تمجید شده که به عقیده بیشتر مورخان غیرعرب و حتی مرحوم آیت‌الله العظمی علامه طباطبائی؛ او همان کوروش دوم هخامنشی است. از همه جالبتر آن که یونانیان باستان که همواره دشمن شماره یک ایرانیان بودند و در تاریخ نویسی خود هیچگاه از تحقیر ایران فروگذار نمی‌کردند، برای کوروش احترام بسیار قایل بودند و به او لقب «بزرگترین پادشاه جهان پیش از اسکندر» را داده بودند...

ديرينگي «ساعت آبي» در ايران

«كاليستنس» تاريخ‌نگار و فيلسوف يوناني (از شاگردان ارسطو) كه در لشكركشي اسكندر مقدوني به ايران همراه او بود، رويدادهاي روز و مشاهداتش را پي در پي  يادداشت مي كرد. وي در يادداشتي كه بعدها با آمارگيري‌هاي سال‌نامه‌اي پديدار شد كه متعلق به سپتامبر 328 پيش از ميلاد (برابر با ٢٨ شهريور ماه) نوشته است، در اينجا (ايران)، در دهكده ها كه آب را برحسب نوبت به كشاورزان براي كشاورزي مي دهند، يك فرد از ميان آنان (كشاورزان) انتخاب مي شود تا بر زمان نوبت، پايش (:نظارت) داشته باشد. اين فرد در كنارآبراه اصلي و جايگاه پراكندگي(:انشعاب) آن، ميان كشاورزان، بر سكويي مي نشيند وكاسه‌اي فلزي را كه سوراخ بسيار ريزي در آن  تعبيه شده است در ظرفي بزرگتر و پر از آب قرار مي دهد كه پس از پر شدن ظرف كوچك (يك بار و يا چند بار) كه به آهستگي و بر‌حسب آمارگيري‌هاي پيشين ابعاد سوراخ آن صورت مي گيرد، آب را قطع و آن را به جوي كشاورز ديگر باز مي كند و اين كارهميشگي است و اين وسيله (ساعت آبي)، دادگري را گسترده و كشاورزان را از درگيري و كشمكش بر سر آب بازمي‌داشت.
    اين تاريخ‌نگار در پايان اين يادداشت افزوده است كه اين‌گونه نظم  را تاكنون در چندين نقطه اين سرزمين (ايران) ديده است و چاره‌انديشي خوبي است. در بيشتر جاهاي اين سرزمين (ايران)، كشاورزان بر‌حسب توان خود داراي زمين كشاورزي هستند و اين روش براي برداشت محصول بهترياري‌دهنده بوده است.
    اين يادداشت كاليستنس اين گمان را به وجود آورده كه ايرانيان نخستين مخترع ساعت آبي بوده اند، يا يوناني ها؟
 بسياري از رخدادنگاران اروپايي سده‌هاي باستان نوشته اند كه ساعت آبي از دهه 380 پيش از ميلاد و از زمان افلاتون در يونان بكار رفته است.  ديگر رخدادنگاران به اين انديشه  شك كرده و بر‌اين باورند كه با وسايل ارتباطي آن دوران، امكان جابجايي اختراع، ساعت آبي از يونان به ايران در درازاي 50 سال (زمان مشاهدات كاليستنس) واستفاده از آن ميان كشاورزان (كه دور از شهرها زندگي مي كنند) براي بهره برداري دور از ذهن است.

ساختن كشتي دو ـ بادبانه در ايران

٢٤٥٣ سال پيش برابر‌با ٢٩‌شهريور 

تاريخ كشتي سازي و دريانوردي نشان مي دهد كه در آستانه پاييز (اواخر سپتامبر) سال 442 پيش از ميلاد، اردشير يكم (به نوشته رخداد‌نگاران يونان باستان: اردشير درازدست) شاه وقت ايران از دودمان هخامنشيان اعتبار لازم براي ساختن كشتي دو ـ بادبانه را از خزانه دولت در اختيار كشتي سازان فنيقي (سوري ـ لبناني) قرارداد تا در كارگاههاي كشتي سازي (شيپ يارد) بندر صور (تير) چنين كشتي هايي را بسازند.
 اردشير اين تصميم را هنگامي گرفت كه آگاهي يافت مهاجران يوناني مقيم جنوب ايتاليا سال 450 پيش از ميلاد، اين نوع كشتي را اختراع كرده بودند،كشتي‌اي كه نياز به پاروزن نداشت و در خلاف وزش باد مي توانست حركت كند، زيرا كه بادبان (Mast) بزرگ‌تر باد را مي‌گرفت و با فشار زياد به بادبان كوچك‌تر پس مي‌فرستاد و كشتي در خلاف جهت باد حركت مي‌كرد. چهار سال طول كشيد تا فنيقي ها (در آن زمان از اتباع ايران) كشتي دو ـ بادبانه براي ايران ساختند.
 اين كشتي‌ها در فاصله زماني ميان صلح ايران با اتحاديه يوناني‌ها و آغاز جنگ پلوپونز (جنگ داخلي يوناني ها) آماده شدند كه دولت ايران تعدادي از آنها را در اختيار اسپارت قرار داد تا آتني ها را بشكند و با اين مداخله، مورخان يوناني در تاليفات خود ايران را «امپرياليست» لقب دادند كه اين اصطلاح از همان زمان باقي مانده و دولت‌هاي برتري جو و مداخله گر با آن صفت خطاب مي‌شوند

رخدادهای تاریخی و آیینی ایران از 2 تا 8 مهر

شنبه 2 مهر:
  • امپراتوري روم در جنگ شکست خورد و به ايران غرامت داد، 25 سپتامبر سال 552 ميلادي ميان هيات اعزامي ايران از تيسفون به قسطنطنيه و دولت روم بر سر ترك مخاصمه نيروهاي دو كشور در ساحل درياي سپاه (منطقه ساحلي گرجستان امروز، منطقه آبخيز = آبخازيه) كه ايران در آن نبرد پيروز شده بود توافق حاصل شد. دولت روم شرقي پيشنهاد متاركه جنگ را داده بود.
يكشنبه 3 مهر:
  • جنگ مذهبي ايران و روم و پيمان رفع دشواري زرتشتيان در روم و مسيحيان در ايران، 26 سپتامبر سال 422 ميلادي عهدنامه صلح ايران و روم كه به جنگ دو ساله دو ابر قدرت پايان داد و چند هفته پيش از اين به امضاء رسيده بود مبادله شد. در تاريخ عمومي (جهان)، از اين جنگ دو ساله به عنوان «جنگ مذهبي ايران و روم» نام برده شده است، زيرا كه پيش از امضاي معاهده صلح، پيروان آيين زرتشت (دين رسمي ايرانيان تا سده هفتم ميلادي) در قلمرو روم، و مسيحيان در قلمرو ايران از آزادي مذهب برخوردار نبودند.
سه‌شنبه 5 مهر:
  • دردسرسازي يک شاهزاده ساساني براي ميهن! دولت ساسانيان ايران در اواخر دهه قرن سوم ميلادي دچار درد سرسازي يك شاهزاده جاه طلب به نام تيرداد پسر خسرو شده بود كه تاييد امپراتور وقت روم را براي پادشاهي خود بر ارمنستان به دست آورده بود. نرسي ساساني شاه وقت ايران براي دستگيري و محاكمه تيرداد به جرم خيانت به وطن، به ارمنستان نيرو فرستاد و تيرداد به رم فرار كرد و دولت روم را بر ضد وطن خود برانگيخت.
  • سالروز فوت " وحشي بافقي" شاعر معروف، دائرةالمعارف شعر و شاعران (به زبان انگليسي)، سالروز درگذشت «وحشي بافق» شاعر ايراني را در چنين روزي در سپتامبر 1583 ميلادي ذكر كرده است. اين بيت پرمعنا ازوست:   
    دل نيست كبوتر كه چو برخاست، نشيند      ازگوشه بامي كه پريديم، پريديم 
چهار‌شنبه 6 مهر:
  • پيشنهاد روم به ايران: تقسيم خاور زمين ميان دو دولت!  28 سپتامبر سال 280 ميلادي بهرام دوم شاه ساساني در آستانه برگزاري جشن مهرگان پيشنهاد «پروبوس» امپراتور روم را براي تقسيم خاورزمين ميان دو ابرقدرت ايران و روم رد كرد و به فرستاده امپراتور روم تاكيد كرد كه دولت روم بايد دست خود را از آسيا كوتاه كند و از مديترانه شرقي پا فراتر نگذارد، ولي اضافه كرد كه ايران آماده است با روم در صلح و صفا به سر برد. 
پنجشنبه 7 مهر:
  • روزي که جنگ دريايي سالاميس روي داد، امروز ، 29 سپتامبر ، سالروز جنگ دريايي سالاميس است كه در سال 480 پيش از ميلاد ميان ايران و اتحاديه يونانيان روي داد و ايران در آن موفق نشد . نيروي زميني يونانيان در برابر ارتش ايران توان مقاومت نداشت و همه اميد ژنرالهاي يوناني به جنگ دريايي بود . مورخان تعداد كشتي هاي ايران را 400 تا 700 نوشته اند ، ولي بيشتر اين كشتي ها به دست عنصر ايراني هدايت نمي شد . اين كشتي ها متعلق به وابستگان به ايران از جمله فينيقيه ، مصر و ايوني ها بودند كه نسبت به ايران تا پاي جان وفاداري نداشتند و فرماندهي يونانيان اين را مي دانست .
  • پيام تاريخي فرهاد دوم به امپراتوري روم، در پي برافتادن جانشينان اسكندر در شرق مديترانه به دست ايران و در غرب آن توسط امپراتوري نوپاي روم، فرهاد دوم شاه وقت ايران از دودمان اشكاني پس از عقد معاهده دوستي با چين، 29 سپتامبرسال 115 پيش از ميلاد به دولت روم پيام فرستاد كه قلمرو ايران همان قلمرو هخامنشيان ( پيش از حمله اسكندر ) و پايتخت ان شهر تيسفون (كنار دجله) خواهد بود كه اخيرا ساخته شده است و اين قلمرو بايد از تعرض مصون باشد تا ميان دو كشور كه اينك همسايه شده اند صلح پايدار بماند.
آدينه 8 مهر:
  • سالروز سومين جنگ اسكندر با ايرانيان، سومين جنگ اسكندر مقدوني با ايرانيان (امپراتوري پارسيان) سي ام سپتامبر سال 331 پيش از ميلاد در Gaugamela واقع درمنطقه اربلا (اربيل ـ كردستان امروز عراق) روي داد كه در اين جنگ هم ايران به دليل ضعف فرماندهي و وجود اختلاف ميان سران خاندان هخامنشي و سوء مديريت داريوش سوم ـ شاه وقت ـ موفق نبود و دست به عقب نشيني زد.
  • روز بزرگداشت مولوي