محراب اولجایتو

 

تصویری از محراب اولجایتو واقع در مسجد جامع اصفهان

محرابی که دیدنش به من حس خاصی می دهد...

امپراطوری حضرت سلیمان

با سلام

از دوستان عزیزم خواهشی دارم اگر کسی مطلبی در مورد امپراطوری حضرت سلیمان داره لطفا برای من ایمیل کنه البته آثار و مدارک باستان شناسی نه روایت و داستان.

با تشکر از همه دوستانم

سندي ٨ هزارساله‌، گواه پيشگامي ايرانيان در صنعت کشتی‌سازی و كشتي‌راني

کشتی‌های هخامنشی، بادبان‌های ساسانی
در ميان رسانه‌ها

از «هواي» تا «بلم»
به گزارش گسترش آنلاين و بنابر نوشته‌ي مهندس آصف‌نیای آریانی، دریاپژوه معاصر، ایرانیان دریافتند که می‌توانند با خالی کردن تنه‌ي یک درخت وسیله‌ای به‌نام «هوای» بسازند و بعد از آن بود که توانستند قایق‌های چوبی به نام «بلم» بسازند که عقب و جلوی آن‌ها تیز بود یا برخی از آن‌ها دارای جلوی تیز و عقب پهن بود که به آن‌ها «جالبوت» می‌گفتند.

ايرانيان، نخستين گروه‌هاي دريانورد
آن‌ها برای قایق‌های چوبی خود، «پارو» را اختراع کردند و پس از آن بود که همین ایرانی‌های باهوش و خردمند وسایلی چون بادبان، سکان، قطب‌نما، گاهنماي دریایی، رهنامه و دیگر وسایل دریانوردی برای حرکت و زندگی چندماهه و چندروزه‌ روی آب را اختراع کردند و نخستین سفرهای دریایی خود را از خلیج‌فارس و تنگه‌ي هرمز آغاز کردند و راهی اقیانوس‌های آرام و هند شدند. ايراني‌ها در راه خود به کشورهایی چون یمن، مصر، دریای مدیترانه در باختر(:غرب) و نیز کشور هند، سوماترا، چین و ژاپن رسیدند.
به باور مهندس آریانی، نخستین گروه‌های دریانورد جهان، ایرانی بودند که با انجام اکتشاف‌های دریایی، از هند تا یمن و مصر را پیمودند و از آبراه سوئز به مدیترانه رفتند. به گفته‌ي وي چيرگي بر آب‌های خلیج‌فارس در روزگار هخامنشی به بعد و بازرگاني دریایی با هند و چین و نیز انجام اکتشاف‌هایی در مدیترانه، نشان از پيشگامي ايرانيان در دريانوردي دارد.
انجام نخستین جنگ‌های دریایی با یونانی‌ها و انتقال صدهاهزار سرباز از روی پل‌هایی که از قایق‌ها ساخته شده بودند و پشتيباني دریایی از نبردها در یونان و البته بسیاری از شکست‌های ایرانیان در جنگ‌های روی آب-همچون نبردهای سالامیس و میکال که گویا در پيِ توفان به شكست انجاميده است- همه و همه حکایت از رونق صنعت کشتی‌سازی در ایران باستان دارند.

كشتي‌سازي و كشتي‌راني در شاهنامه
اين درياپژوه گفت: «داستان کمک‌های دریانوردان ایرانی به اسکندر در گذر از كرانه‌هاي رودخانه‌ي سند تا رسیدن او به آبادان و اهواز نیز شاهدي ديگر از دست داشتن ایرانی‌ها در صنعت دریانوردی در آن روزگار است. رودخانه‌ها از دیرباز پهنه‌ي دریانوردی ایرانیان بوده است و از این روست که بزرگانی چون حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه‌ي خود بارها از کشتی‌سازی و کشتیرانی ایرانیان سخن گفته است.»

سندي ٨هزارساله، گواه صنعت کشتیرانی ايرانيان
كهن‌‌ترين سند دریانوردی ایران، گویچه‌ای از گل پخته است كه در كند و كاوهاي منطقه‌ي «چغامیش» در خوزستان به‌دست آمده است و گروه آمریکایی كه اين گويچه را پيدا كردند، آن‌را به ٦ هزار سال پيش از میلاد نسبت داده‌اند.
چغامیش در كرانه‌ي شمالی شوش ميان رودخانه‌های کارون و دز است و در هزاره‌ي دوم پيش از میلاد، دژي ایلامی در آنجا ساخته شده بود. مُهري در آن دژ پیدا شده كه پادشاهی یا فرماندهی را نشان می‌دهد که از یک جنگ دریایی در حال بازگشت است. این تصویر نمایشگر یک جنگ دریایی است که گويا در رودخانه‌های داخلی روی داده است. فرمانده گرزی به دست دارد و در دست دیگرش درحالی‌که سوار بر قایق است، تعدادی اسیر دست بسته جلوی پای او افتاده‌اند و او ریسمانی را که با آن اسرا را بسته‌اند، در دست دارد.
مهندس آریانی در این زمینه به نقل از کتاب «کشورها و مرزها» كه دکتر پيروز مجتهدزاده نوشته است، گفت: «در تصویر مُهر یادشده همچنین در کشتی یک گاو دیده می‌شود و این امر، نشان‌دهنده‌ي آن است که کشتی از سفر دوری بازمی‌گردد. شوربختانه این «گویچه» را پژوهشگران آمریکایی برای مطالعه بیشتر به آمریکا برده و دیگر به کشورمان برنگردانده‌اند.

کشتی‌های ایرانی، سده‌ها پيش از يوناني‌ها و حتا فنيقي‌ها
به نوشته‌ي حسین نوربخش، در کتاب «دریانوردی ایرانی‌ها» هزاران سال پیش از یونانیان و پیش از گشت و گذارهاي دریایی فنیقی‌ها در مدیترانه و اقیانوس اطلس، فرهنگ و تجارت بشری در سرزمین‌های كرانه‌اي خلیج‌فارس متمرکز شده بود.
ساخت بهترين بادبان‌ها در زمان ساسانيان
روزگار پادشاهی کمبوجیه، داریوش اول، خشایارشا، اسکندر گجستك، اشکانیان، ساسانیان، اردشیر ساسانی، شاپور دوم، بهرام گور و انوشیروان، کشتیرانی و دریانوردی یکی از مشاغل مردم ایران بوده و گفته‌اند که بهترین بادبان‌های کشتی‌ها در زمان ساسانیان ساخته شد.
«جالبوت‌»‌ها، كشتي‌هاي نجات
نام کشتی‌ها نیز در هر دوره‌ای به گونه‌اي بوده است اما کشتی را دریانوردان در خلیج‌فارس «جهاز» و مجموع آن‌ها را «جهازات» می‌نامیدند. اما «هوری» نام کوچک‌ترین کشتی ایرانی‌هاست و «جالبوت»ها معمولا کشتی‌های نجات بودند و «ماشو» نام یکی دیگر از قایق‌های کوچک است. «ماشوه» نیز قایقی همانند جالبوت و از دسته قایق‌های کوچک بود که عقب آن پهن و جلوی آن تیز و بلند بود. «بگاله» هم نام قایقی بوده است که بخش عقب آن پهن و بلندتر است و بادبان‌دار، و برای مسافرت‌های راه نزدیک در دریا به كار مي رفته‌است.
«بوم» یکی دیگر از کشتی‌های ایرانی بوده که دارای دو دکل بوده است اما بنابر وضع هوا با یک یا دو بادبان حرکت می‌کرده است. «بغله‌» هم نام یکی دیگر از کشتی‌های ایرانی بود که برای سفرهای دوردست در اقیانوس هند به كار مي‌رفت و کشتی‌هایی به نام «ناکو» نیز شبیه آن بود.
قطب‌نما، ژرفایاب، مسافت‌یاب دریایی و... از اختراعات ايرانيان
بسیاری از تجهیزات تکمیلی کشتی‌های نخستين را ایرانیان ساخته و به ثبت رسانده‌اند. قطب‌نما، ژرفایاب، مسافت‌یاب دریایی، رهنامه‌ها، پیل الکتریکی، استرلاب، نقشه‌برداری دریایی، ابزارهای اندازه‌گیری، شاخص خورشیدی و بسیاری دیگر از تجهیزات دریایی؛ در متون تاریخی صنایع کشتی‌سازی و دریانوردی به عنوان اختراعات و نوآوري‌هاي ایرانیان در این صنعت به ثبت رسیده است. ازجمله مهم‌ترین این اختراعات، اختراع قطب‌نما است.

قطب‌نما
درباره‌ي اختراع قطب‌نما، روایت‌های بسياري هست؛ تنی چند از دانشمندان آن را به چینی‌ها یا حتا ایتالیایی‌ها نسبت می‌دهند. اما بیشتر دانشمندان هم‌داستانند که قطب‌‌نما به دست ایرانیان ساخته شده است. قطب‌نمای ایرانی وارونِ قطب‌نمای چینی که ۲۴ جهت داشت، دارای ۳۲ جهت بود. عدد ۳۲ افزون‌بر نشان دادن دقت بیشتر قطب‌‌نمای ایرانی، نمایانگر آشنایی با اعداد در مبنای ۲ و دانش ریاضی پیشرفته‌ي آنان است. در افسانه‌های کهن ایرانی آمده است که اسفندیار رویین‌تن، هنگام حرکت برای نبرد با اژدها از پیکانی آهنین سود می‌جسته است که همواره و در هر وضعیتی بتوان جهت درست قبله را پیدا کرد. ایرانیان آن را به مسلمانان شناساندند. نام‌های فارسی اجزای قطب‌نما در زبان عربی، گواه تاریخی است که نشان مي‌دهد قطب‌‌نما از راه ایرانیان به دست دیگر ملت‌های مسلمان رسیده است.

ژرفاياب
برای اندازه‌گيري ژرفنای آب در دریا، به‌ویژه در بخش‌هاي ساحلی دریای پارس و دریای مکران، ایرانیان ابزاری اختراع کردند و به کار می‌بردند که همانند شاقول بنایی بود. هرچند اختراع این وسيله‌ي باستانی به سندباد، ناخدای پرآوازه‌ي ایرانی نسبت داده شده است، اما يافته‌هاي كنوني از کشتی‌های غرق‌شده‌ي ایرانی در دریای اژه، که در یورش به یونان شرکت داشته‌اند، نشان می‌دهد که از زمان هخامنشیان، ایرانیان این ابزار را شناخته و به کار می‌بردند.

مسافت‌ياب
از زمان‌های باستان، ايرانيان ابزارهایی برای تعيين مسافت‌های پيموده‌ي دریایی به کار می‌‌برده‌اند. یکی از این ابزارها، ریسمانی با گره‌هایی در طول خود بوده که كم‌كم باز می‌شده و پس از رسیدن به انتها، آن را می‌پیچیدند و دوباره به كار مي‌بردند.

ره‌نامه‌ها
ره‌نامه‌ها، نقشه‌ها و نوشته‌هایی بودند که در آن‌ها همه‌ي آگاهي‌هاي مربوط به دریانوردی ثبت و مستند شده بود. ایرانیان از روزگار باستان، ره‌نامه‌هایی داشته‌اند و به کمک آن‌ها دریانوردی و دریاپویی می‌‌کرده‌اند. ره‌نامه‌های ایرانیان، آگاهی‌‌هایی درباره‌ي بنادر و جزایر، گاه‌نگاری و جهت‌یابی، جریان‌های دریایی، جریان‌های هوایی و ابزارهای دریانوردی را دربر داشته‌اند. پس از اسلام، بسیاری از ره‌نامه‌های زمان ساسانی به عربی برگردان شد و دریانوردان روزگار اسلامی، بهره‌ي فراوانی از آنان برگرفتند.

پیل الکتریکی، اختراعي از موجودات فضايي!
درسال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستان‌شناس آلمانی، ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون، ابزارهایی از روزگار اشکانیان را یافتند. پس از بررسی روشن شد که این ابزارها پیل‌های الکتریکی هستند که به دست ایرانیان ساخته شده‌اند. او این پیل‌های تیسفون را باتری پارتیان نامید. اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازه‌ای شگفتی جهانیان را برانگیخت که حتا برخی از دانشمندان اروپایی و آمریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقاب‌های پرنده و کشتی‌های فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند و آن‌را فراتر از دانش پژوهشگران ایرانی دانستند. برای آن‌ها پذیرفتنی نبود که ایرانیان ۱۵۰۰ سال پیش از گالوای ایتالیایی (۱۷۸۶ میلادی)، پیل الکتریکی را اختراع کرده باشند. ایرانیان از این پیل‌‌های الکتریکی جریان برق تولید می‌‌کردند و از آن برای آبکاری اشیای زینتی سود می‌جستند. اما در پهنه‌ي دریانوردی، ایرانیان از این اختراع برای آبکاری ابزارهای آهنی در کشتی و جلوگیری از زنگ زدن و ويراني‌ آن‌ها بهره مي‌بردند.

استرلاب
استرلاب ASTROLABE، ابزاری بوده که در جهان باستان برای تعیین وضعیت ستارگان نسبت به کره‌ي زمین به‌کار رفته است. استرلاب، در سه‌گونه‌ي استرلاب خطی، استرلاب صفحه‌ای و استرلاب کروی ساخته می‌شده است. قطعات استرلاب نسبت به یکدیگر حرکت کرده و می‌توانستند جهت ستارگان، ارتفاع جغرافیایی آن‌ها و فواصل نسبی را مشخص نمایند. استرلاب در دریانوردی، برای جهت‌یابی به‌کار می‌رفته است. استرلاب‌های ایرانی از برنج و آلیاژهای دیگر مس ساخته می‌شده‌اند. هرچند پاره‌ای از رخدادنگاران، اختراع استرلاب را به یونانیان و فنیقیان نسبت می‌دهند، اما سهم اندیش‌ورزان ایرانی در اختراع استرلاب و تکامل و افزودن بخش‌های گوناگون آن، انکارناپذیر بوده و از سوی همه‌ي تاریخ‌نگاران ثبت شده است.

نقشه‌برداری
از روزگاران پیشین در ایران‌زمین کارهای مهندسی با سود جستن از ابزارهای مساحی و پیاده کردن نقشه انجام می‌گرفته است. نقشه‌برداری از كرانه‌ها و تعیین راه‌هاي ایمن دریایی، به‌ویژه در جاهاي کم‌ژرفا، از وظایف نیروی‌دریایی ایران بوده است.
ابزارهای اندازه‌گیری تراز(تئودولیت) تراز شاهینی، که نخستین گونه‌ي تئودولیت به‌شمار می‌آید، توسط کرجی، دانشمند ایرانی، اختراع شده است. این دستگاه صفحه‌ای مندرج بوده که به‌وسیله‌ي زنجیری از میله‌ای آویزان می‌شده است. با تعیین مدار افقی می‌توان مستقیم اختلاف ارتفاع ميان دو نقطه را از روی درجه‌بندی آن تعیین کرد.

ابزار نمایش و پردازش حرکت سیارات
این ابزار برای نمایش حرکت سیارات، زمین و خورشید و همچنین محاسبات زاویه‌ای و طولی به‌کار می‌رفته است. این‌که ایرانیان، دست‌کم ۱۵۰۰ سال پیش از اروپاییان می‌توانستند طول جغرفیایی را، به‌ویژه در دریا، از نصف‌النهار مبدا (نیمروز- سیستان) حساب کنند، از سوی بسیاری از دانشمندان و رخداد‌نگاران پذیرفته شده است. این پردازش‌های پیچیده، بدون سودجستن از ابزارهایی که در مثلثات و محاسبات زاویه‌ای به‌کار می‌رود، غیرممکن بوده است. یکی از این ابزارها که در لاتین اکواتوریوم(EQUATORIUM) نامیده می‌شود برای تعیین مدار خورشید و سیارات بوده که در صنایع جنگی دریایی برای محاسبات روش حمله و نیز شيوه‌ي بهره‌گيري از تجهیزات به كار مي‌رفت.

قیرسازی کف کشتی‌ها
مواد نفتی در جهان باستان، ایران و میان‌رودان، شناخته شده و كاربري داشته است. گذشته از بهره‌هاي سوختی، در دانش و فناوری نيز كاربرد داشته است. کاربرد آن به‌گونه‌ي عامل چسباننده، عایق‌بندی‌کننده و ملات بوده است. ایرانیان، کف کشتی‌ها را قیراندود و نفوذناپذیر می‌ساخته‌اند.

آتش در صنایع نظامی
کاربرد آتش در جنگ، برای سوزاندن کشتی‌ها و نهادهاي دریایی دشمن، از روزگار باستان روايي داشته است. در ارتش ایران، هم در نیروی زمینی و هم در نیروی دریایی همواره گروهی به نام نفت‌انداز، نپتان یا نفات، با پوشش ویژه‌ي خود مامور پرتاب مواد قیری و نفتی بودند. ساده‌ترین روش، پرتاب آتش با تیر بوده است. این روش سپس به‌گونه‌ي پرتاب ظرفی از آتش، نارنجک مانند، تکامل پیدا کرد. برای پرتاب ظرف‌های بزرگ از ابزارهای مکانیکی، همچون منجنیق، سود می‌جستند. نفت یا نپتا، که در شاهنامه از آن با نام «قاروره» یاد شده است، تا ديرزماني از رازهاي نظامی بود. پروکوپیوس(PREOCCUPIES) رخدادنگار رومی در سده‌ي ششم میلادی، از روغن مادها نام می‌برد و می‌گوید که ایرانیان، ظرف‌هایی از روغن مادها و گوگرد را پر کرده و آن‌ها را آتش زده و به سوی دشمن پرتاب می‌کنند. پروکوپیوس می‌گوید که این ماده روی آب شناور مانده و پس از تماس با کشتی‌های دشمن، آن‌ها را به آتش می‌کشیده است. در شاهنامه فردوسی واژه‌ي قیر به‌گونه‌ي «قار» به کار رفته است.
چو دریای قار است گفتی جهان
همه روشناییش گشته نهان
یکی خیمه زد بر سر از رود قار
سیه شد جهان، چشم‌ها گشت تار

خشاب (چراغ دریایی)
از زمان‌هاي پیشین در دریای پارس ساختمان‌هایی ساخته بودند که بر فراز آن‌ها آتش افروخته می‌شد. این ساختمان‌ها كار برج دریایی و چراغ دریایی را برای راهنمایی دریانوردان و همچنین خبررسانی انجام می‌دادند. فاصله‌ي این چراغ‌های دریایی چنان بوده که با ناپدید شدن یکی، دیگری نمایان می‌شده است. برج‌های دریایی، با آتشی که بر فراز آن‌ها افروخته می‌شد، به چند شوند(:دلیل) ساخته می‌شدند:
نخست آن‌که؛ با بالا آمدن آب در زمین‌های کم‌ژرفا این خطر بود که کشتی‌ها ندانسته به سوی آب‌های کم‌ژرفا رفته، به شن نشسته و نابود شوند.
دوم آن‌که؛ با دیدن نور در تاریکی، کشتی‌ها، در تاریکی شبانگاه و هوای ابری راه و جهت خود را بیابند.
سوم این‌که؛ اگر دزدان و غارتگران دریایی به پادگان‌های زمینی و رزم‌ناوها، يورش آوردند، خبر داده تا به شتاب برای رويارويي با آن‌ها كاري شود.
چهارم آين‌كه؛ دریابان‌هایي كه در این ساختمان‌ها بودند، پدیده‌های هواشناختی و دریاشناختی را ثبت می‌کرده‌اند. دریانوردان تازه‌کار ایرانی از این آگاهي‌ها برای رویارویی با رخدادهای هوا و دریا، به‌ویژه رخدادهای چرخه‌ای و دوره‌ای سود مي‌جستند.
چکیده‌‌نویسی
در دربار پادشاهان ایرانی، گروهی از دبیران بايد گزارش‌های رسیده را كوتاه كرده و به مقامات بالاتر بدهند. در امر دریانوردی و کشتی‌رانی هم نیاز دریانوردان ایرانی در به همراه داشتن چکیده‌ای از سفرهای پیشین دیگر دریاپویان در راه‌هاي دریایی، شوند(:سبب) گسترش این فن در میان دریانوردان شد.

دوربین (تلسکوپ)
در تاریخ سلسله‌ي پادشاهی «یوان» در چین آمده که برای پايه‌گذاري رصدخانه‌ي پکن، به سرپرستی «کونوشوچینگ» ستاره‌شناس دربار، شماري ابزارهای رصدی از رصدخانه‌ي مراغه در ایران خریداری شده است.
حلقه‌دار، عضاده(الیداد)، دولوله رصد، صفحه‌ای با ساعت‌های مساوی، کره‌ سماوی، کره زمین، تورکتوم (نشان‌دهنده‌ي حرکت استوا نسبت به افق)، نمونه‌اي از اين ابزارها هستند. چینی‌ها لوله‌ي رصد را «وانگ- تونگ» نامیده‌اند. به گفته‌ي تاریخ سلسله پادشاهی یوان، ایرانیان از این اختراع نه تنها برای رصد اجرام آسمانی، بلکه برای ديدن دوردست‌ها، به‌ویژه در دریا سود می‌جسته‌اند.

پزشکی دریایی
در سفرهای دریایی اکتشافی که در زمان هخامنشیان انجام می‌شد، همواره پزشکانی با کاروان‌های دریایی همراه بودند که كار مراقبت‌های بهداشتی دریانوردان را بردوش داشته‌اند. در دانشگاه گندی‌شاپور در زمان ساسانیان هم بخشی به گردآوری اطلاعات درباره‌ي بیماری‌های دریانوردان و راه‌های درمان آن‌ها ويژه بوده است. اما نخستین کتابی که در این‌باره نوشته شد، بخشی از کتاب جامع، «فردوس الحکمه»، است که «علی‌بن ربان طبری»(تبرستانی)، پزشک ایرانی، نوشته است.
«ربان تبرستانی»، یک پزشک بود که در سفرهای فراوان دریایی خود آگاهي‌هايي درباره‌ي بیماری‌های دریانوردان و درمان آن‌ها گردآوری کرد. او یادداشت‌های ارزشمند خود را برای پسرش علی به میراث گذاشت. علی‌بن ربان تبری نخستین کتاب جامع در پزشکی را نوشت که بخشی از آن به بیماری‌های دریایی و درمان آن‌ها ويژه بود.
او در اقامتش در شهر ری به آموزش پزشکی پرداخت و رازی پزشک نامدار ایرانی و کاشف الکل، شاگرد او بوده است. پورسينا هم در بخش پنجم کتاب قانون، بیماری‌های کل بدن، فصلی را به بیماری‌های دریایی ويژه كرده است. علی بن عباس اهوازی نیز در دانشنامه‌ي پزشکی خود در سده‌ي چهارم هجری در این زمینه نوشتارهايي دارد.
خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :
وارون(:برخلاف) آن‌چه که رخدادنگاران، صنعت کشتی‌سازی را به ٤-٥ سده‌ي كنوني و به نام کریستف‌ کلمب یا کشتی‌سازان باخترزمين(:غربی) نسبت داده‌اند، يافته‌ها نشان می‌دهد که بشر حرکت کردن روی آب را به وسیله سوار شدن روی تکه چوب، از ابتدای دسترسی به درخت و وسایل برش زدن به درخت‌ها آموخته بود و از عمر این صنعت سده‌ها می‌گذرد و به روزگاری برمی‌گردد که بشر احساس کرد به هر گونه كه‌ شده باید از پهناي یک رودخانه یا رود بزرگ یا تنگه بگذرد و برای این کار سوار شدن بر چند چوب به هم پیوسته بهترین وسیله حرکت بشر روی آب بود.
به این‌گونه می‌توان گفت که نخستین اقوام ایرانی نیز از نخستين گروه‌های اجتماعی روی کره‌ي خاکی هستند که توانستند با به هم پیوستن چند چوب و حرکت دادن آن در آب، با چوب‌هایی که در دست داشتند - که بعدها آن را پارو نامیدند – وسیله‌ای به‌نام «کشتی» برای حرکت کردن روی آب بسازند.

ارگ كريم‌خاني از ديدني‌هاي شهر شيراز

شیراز- سیاوش اریا:
هفته‌ی گذشته، رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها از روييدن درختچه و گياه بر روی برج باختري(:غربی) ارگ کریم خانی در شیراز، حكايت‌ها داشتند. حكايتي ناخوشانيد از بي‌توجهي‌هاي مسوولان. به هر روي اين خبر، من را بر آن داشت تا این ارگ را که از ارزش فراوانی در شهر شیراز برخوردار است به هم‌میهنانم بیشتر بشناسانم و با هم گشت و گذاري در اين ارگ داشته باشيم.
آمده كه؛ کریم‌خان زند، از تبار زند لرستان واز اهالی ملایر بود. او كه یکی از سرداران رشید سپاه نادرشاه افشار بود كه پس از برافتادن افشاریه، با پیروزی بر مدعیان به فرمانروايي ایران رسید.
کریم خان زند در سال 1173 مهی(ه.ق) بناي نخستين کاخ گلستان تهران را به عنوان دارالحکومه، دیوانخانه، ارگ شهریاری و منزل خود بنیان‌گذاری مي‌كند اما ٣ سال پس ازآن ماندن در تهران، چشم مي‌پوشد و شيراز را به پایتختی برمي‌گزيند.
در زمان او شیراز رو به آبادی گذارد، ساختمان‌های بسیاری در این شهر ساخته شد که چهره‌ی آن را دگرگون کرد. هنوز هم بسیاری از ساختمان‌ها (بازار وکیل، مسجد وکیل، گرمابه وکیل، موزه پارس یا باغ نظر و...) پابرجاست و ديده‌ي هر ديداركننده‌‌اي را مي‌نوازد.

ارگ كريم‌خاني از آغاز تا امروز
در شمال‌خاوري(:شرقی) و مرکز شهر شیراز در میدان شاه(شهرداری یا شهدای امروزی) ارگ
کریم خانی در سال 1180 مهی ساخته مي‌شود. این ارگ مستطیلی با گستردگي 12800 متر مربع(زیربنای آن نزدیک با 4000 متر است)، ساخته مي‌شود و در هر گوشه‌اش برجی بلند، براي تامين امنیت، سربرمي‌آورد.
روی بدنه‌ی دیوارها با آجرهای چهار گوش وساروج، نقش و نگارهای ساده و زیبایی پدید آورده‌اند. درازای این دژ 12 متر و بلنداي برج‌ها به 15 مترمی‌رسد. با همه‌ي سادگي ديواره‌ي بيروني ارگ، بخش‌ دروني شاهكاري از آذين‌هاي پر نقش و نگار ايراني است.
برپايه‌ي همين ساختار، بسياري از كارشناسان، معماری روزگار زندیه را معماري درون‌گرا می‌نامند.(بناهای زندیه، انتشارات میراث فرهنگی فارس)
بخش خاوري(:شرقی) ارگ دیوار بلندی است که درگاه در میانه‌ي آن است. در بالای سردر درگاه، نگاره‌اي از نبرد رستم و دیو سپید شاهنامه بر روي کاشی‌های هفت‌رنگ لعاب‌دار، نقش شده است. در ورودی ارگ از دولنگه‌ی چوبی بزرگ ساخته شده و دالانی ٨ ضلعی پشت آن است. کف این دالان با تخته‌سنگ‌های بزرگ فرش شده است.
چند حوض سنگی و باغچه‌ی نارنج، حیات را آراسته‌اند. دیوارهاي ارگ به‌گونه‌ي مخروط ناقص است و پهناي آن‌ها در بخش بالا کمتر از ٣ متر و در بخش پایین نزديك ٣ متر است.
این ارگ از نوع بناهای سه ایوانه است. شالوده و دیوارهای ارگ از سنگ ساخته شده است و برای ساخت بقیه بنا از خشت پخته بهره جسته‌اند.
نقاشی بخش بالا و سقف اتاق‌ها با آب طلا ولاجورد و رنگ‌های گیاهی و معدنی، رنگ‌آمیزی شده ‌اند.نقش‌های اتاق‌ها بيشتر گل و گیاه است و طرح‌هاي ترنج و اسليمي است.
در بخش بالای دیوار کاخ شاه‌نشین، جان‌پناهی هست که محل نگهبانی سربازان بوده است. تیرکش‌هایی در دیوار كار گذاشته شده که برخی کوچک و مورب هستند و جای گذاشتن تفنگ و جنگ‌افزار بوده است. سوراخ‌های بزرگ‌تری هم هست که براي راندن دشمن كاربري داشته است.
پيرامون حیات را حجره‌هایی با یک متر بلندی از سطح زمین و سه شاه‌نشین فرا گرفته است.هر شاه‌نشین تاق بزرگی است که برای فصل ویژه‌اي كاربري داشته است. شاه‌نشین شمالی برای زمستان، شاه‌نشین جنوبی برای تابستان و شاه‌نشین باختري برای همه‌ی فصل‌ها، كاربرد داشته‌اند.
در و پنجره‌های شاه‌نشین باختري که گويا جایگاه زندگی خانواده‌‌ي کریم‌خان زند بوده است با نقش‌های ریزی از منبت و خاتم، آذين شده است.
در جلوي هر شاه‌نشین ٢ ستون سنگی یکپارچه هست که بر روی آن‌ها آب طلا کاری شده است. در سويه‌‌هاي هر شاه‌نشین، ٦ اتاق بزرگ یک اشکوبه(:طبقه) و ٦راه‌پله ی دو اشکوبه ساخته شده است.
آورده‌اند كه؛ آغا محمد‌خان قاجار، پس از رسيدن به فرمانروايي، ٢ ستون سنگی شاه‌نشین باختري و بسیاری از در و پنجره‌های این کاخ را برای ساخت کاخ گلستان به تهران برد.
در گوشه ی جنوب‌خاوري(:شرقی) حیات، گرمابه ویژه‌ی خاندان زند ديده مي‌شود. این گرمابه بسیار زیبا ساخته شده و دارای سه بخش سربینه(رخت‌کن)، گرم ‌خانه و خزینه است. ستون‌های سنگی مرمر و ريزه‌كاري‌هاي سقف بر زیبایی آن افزوده است. آتش ‌تون گرمابه از راه دالان ورودی ارگ تامین می‌شده و دود آن نیز از راه باریکی به نام «گربه‌رو» از زیر گرمابه می‌گذشته و کف آن را گرم می‌کرده است.
«تون» همان آب‌گرم‌کن امروزی است. گرمابه دارای ٣ حوضچه بوده است. در یکی آب گرم، در دیگری آب سرد و در حوضچه‌ي میانی آب ولرم تهیه می‌شده است. در زیر دیگ مسی یکی از حوضچه‌ها با هیزم، آتش درست کرده و آب آن راگرم می‌کرده‌اند. جایگاه برافروختن آتش در زیر دیگ، بیرون ازفضای اصلی گرمابه بوده است و به آن تون می‌گفته‌اند.

ارگ كريم‌خاني در زمان قاجار
در زمان قاجار ارگ كريم‌خاني، دارالحکومه شد و جایگاه حاکمان و والیان پارس بود. در زمان استانداری میرزا فرمان‌فرما، کاشی‌کاری‌های ارگ بهسازی(مرمت) شد.
در زمان پهلوی یکم در سال‌های 1304 تا 1320 به عنوان زندان این بنا در اختیار شهربانی قرار گرفت. در این هنگام همه‌ی مقرنس‌کاری‌ها و نقاشی‌ها را با گچ پوشاندند و بیشتراتاق‌ها و تالارها با دیوار به‌گونه‌ي سلول‌های کوچكی درآمد!
در پايان در سال 1350 این ارگ در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت و بهسازی(مرمت) و بازسازی شد.

نماي بيروني ارگ

درگاه ورودي ارگ با نقاشي شاهنامه‌اي

ارسي‌هاي زيباي ارگ كريم‌خاني

نماي ورودي ارگ و برج ديده‌باني

سامانه‌ي آبراهه گرداگرد ارگ
نماي دروني گرمابه

گچ‌بري‌هاي رنگي

اتاق ضلع باختري ارگ


نمونه‌اي از گچ‌بري‌ها و آذين‌ها

چه شد که زرتشتیان به هند کوچیدند

خبريار امرداد- نگار پاكدل :
دكتر فرهاد صبوري«كوچ پارسیان به هند در نخستین نگاه ممکن است ناراحت‌کننده باشد و نشان از آزاری داشته باشد که بر پيروان دين زرتشت روا شد. حکومت‌هایی که به این سرزمین يورش آوردند و تاب ماندن در سرزمين مادري‌ را از آن‌ها گرفتند. اما این كوچ، كوچي کمک‌کننده بود، كوچي که هم به سود خود كوچندگان بود و هم به سود زرتشتیاني شد كه در ايران ماندند. اين دو گروه در دوره‌های گوناگون با پيوند تاریخی و فرهنگی داشتند.»
«فرهاد ‌صبوری»٬ دكتراي تاریخ در نشستی با عنوان «پیوندهای تاریخی‌ و‌ فرهنگی میان پارسیان هند و زرتشتیان ایران» افزون بر سخنان بالا گفت: «از دوره‌ی هخامنشیان، ایرانیان به هند رفت و آمد داشتند. شوند(:سبب) این تمرکز پارسیان در هند را نيز می‌توان مشترکات زبانی٬ دینی و نژادی میان ایرانیان و هندیان دانست.»

يورش اعراب به ايران
صبوری٬ در ادامه اشاره‌ای بر يورش تازیان به ایران داشت و گفت: «کسانی‌که دینشان را ترک نکردند و بر سر باورهایشان ماندند را ناچار به پرداخت جزیه کردند، یعنی باید برای نگه‌داشتن باورهایشان به اعراب پول می‌دادند. گروهی دیگر که نه مسلمان شدند و نه توان پرداخت جزیه را داشتند، كوچيدند. این كوچندگان، نخست به "هرمز" رفتند اما با فزوني فشار اعراب، خطرات را به جان خریدند و از راه دریا به «گجرات» هند رفتند. مهاجران، هند را برگزیدند براي همان مشترکاتی که پیشتر گفتم.»

كوچ به هند
وی در دنباله‌ي سخنانش داستان رفتن زرتشتيان به هند و چگونگي پذيرش پارسيان در هند را بازگفت. او چنين شرح داد: «ايرانيان به هند رفتند و به فرمانروای هند پیام دادند که می‌خواهیم در سرزمین شما ساکن شویم. این خواسته نخست با مخالفت فرمانروا روبرو شد. فرمانروای هند ظرفی لبریز از شیر را به گونه‌ی نمادین برای این مهاجران فرستاد و پیام داد که هند به مانند این ظرف لبریز از جمعیت است و جایی ندارد که شما را در خود جای دهد. در این هنگام "دستور" مشتی شکر در شیر ریخت که یعنی ما زندگی را برایتان شیرین می‌کنیم و جایتان را هم تنگ نمی‌کنیم. فرمانروای هند این زیرکی به مذاقش خوش آمد و اجازه‌ی ماندن ایرانیان در هند را داد. اما این پارسیان باید لباس گجراتی می‌پوشیدند و به گجراتی سخن می‌گفتند. نباید کسی را هم به دین خود درمي‌آوردند. پارسیان نیز پذیرفتند و هنوز هم بر سر پیمانشان هستند.»
اين دكتر تاريخ به روند كوچ پارسيان به هند پرداخت و گفت: «پارسيان نخستين شهري كه در هند ساختند را سنجان ناميدند. در كتاب «معجم‌البلدان» از چهار جا به نام "سنگان" در خراسان نام آمده است.»
به گفته‌ي دكتر صبوري، پارسيان به شوند دلبستگي به سرزمين خود، نخستين جايي كه در آن ساكن شدند را سنجان ناميدند كه برگرفته از سنگان است. نام اين شهر خود نشان از آن دارد كه اين پارسيان از خراسان به هندوستان كوچيده‌اند.
در دوره‌هاي بعد پارسيان، جاي ديگري را مي‌سازند به نام «نوساري» به معناي ساري جديد. صبوري گفت: «مي‌توان گفت كه ساكنان نوساري، زرتشتياني بودند كه در دوره‌هاي بعد از تبرستان به هند رفته بودند.»
به باور اين دكتراي تاريخ، كار فرهنگي ارزشمندي در اين زمان انجام شد كه هندي‌ها را با فرهنگ ايرانيان آشنا كرد. او در اين‌باره به برگرداندن نسك‌هاي زرتشتي به زبان سانسكريت اشاره كرد و گفت: «با اين كار فرهنگ و آيين زرتشتيان به هندي‌ها شناسانده شد. با اين كار، هندي‌ها با شناختن آراي پارسيان، نگاه مثبتي نسبت به اين قوم پيدا كردند. هنوز هم هندي‌ها نظر مثبتي نسبت به پارسيان دارند و از آنان به نيكي سخن مي‌گويند.»

سلطان محمود و كشتار زرتشتيان در هند
دكتر صبوري در دنباله به زندگي زرتشتيان در هند پرداخت و گفت: «پارسيان در سده‌هاي نخستي كه در هند بودند، كار كشاورزي مي‌كردند. رخداد ناگواري كه براي اين مهاجران كه سرشان به كار خودشان گرم بود، پيش آمد، يورش «سلطان‌محمود» بود.»
به گفته‌ي فرهاد صبوري، برخي؛ اين سلطان محمود را همان سلطان محمود غزنوي مي‌دانند كه گماني نادرست است چرا كه اين دو نزديك به سه سده با هم اختلاف زماني داشتند.
او گفت: «سلطان‌محمود هند را گرفت و در دهلي، حكومتي مسلمان پديد آورد و پس از آن به ديگر جاها دست‌درازي كرد از جمله به گجرات. پارسيان سنجان و همراهان هندي‌شان با اين‌كه براي نگهداري شهرشان، تلاش بسياري كردند اما شكست خوردند و بسياري از آنان كشته شدند. اين‌چنين سنجان كه مركزي فرهنگي بود، نابود شد. از اين دوره به بعد شمار كمي از اين پارسيان، "اوستا" و "پهلوي" را مي‌دانند.»
وي افزود: «اين‌ها همه در كتابي به نام "قصه‌ي‌سنجان" آمده است كه بهمن پور‌قباد آن را نوشته است. البته مي‌گويند اين كتاب وجود داشته اما بهمن پور‌قباد آن را به نظم در آورده است. با اين‌حال اين كار بزرگي بوده است.»
به گفته‌ي وي، پارسيان براي از ميان برداشتن اختلافات مذهبي كه پس از آن يورش، در ميانشان پديد آمده بود در سال ٨٤٧ يزدگردي فردي به نام "نريمان هوشنگ" را نزد هم‌دينان ايراني‌شان مي‌فرستند و از آنان ياري مي‌خواهند. زرتشتيان ايراني با خوشحالي از آن‌ها استقبال مي‌كنند.
صبوري همچنين در سخنانش اشاره‌اي به «شريف‌آباد» كرد كه نزديك به ٢٠٠ يا ٣٠٠ سال، جايي مي‌شود كه در آن زرتشتيان به پرسش‌هاي پارسيان هندي پاسخ مي‌دادند. وي گفت: «در اين ٢٠٠ يا ٣٠٠ سال پيوند ميان پارسيان هند و زرتشتيان ايران منسجم شد. حتا مي‌توان پارسيان هند را شاگردان ديني زرتشتيان ايراني و يا موبدان ايراني دانست.»

چرا این كوچندگان را پارسی می‌نامند
این سخنران درباره‌ي اين‌كه چرا این كوچندگان را "پارسی" مي‌نامند، گفت: «برخی بر این باورند که این‌ها از قوم پارت بودند و از اشکانیانی که به هند رفتند و واژه‌ي پارتی كم‌كم، دگرگون شد و به پارسی تبدیل شد. اما این سخنی ناراست است چراکه این مهاجران تنها پارتی و از خراسان نبودند بلکه از دیگر جاهای ایران نیز بودند. همان‌گونه که می‌دانید باختري‌ها(:غربي‌ها) به ایرانیان «پرشینز» به معنای پارسی می‌گویند. می‌توان چنین گفت که این پارسیان چون از ایران كوچيده بودند بدین نام خوانده می‌شدند. پس این یک اصطلاح تباري بود که با گذشت زمان، اصطلاحی دینی شد.»

فزوني‌ فشارها در زمان صفويان
وي سپس درباره‌ي زندگي پارسيان در هند و زرتشتيان در ايران گفت: «در زمان صفوي، زرتشتيان بسيار آزاد ديدند. شاه عباس صفوي كه مذهب شيعه را رسمي كرد براي گرفتن كتاب "جاماسب‌نامه" از زرتشتيان كه كتاب پيشگويي بود بسياري از آنان را كشت. در پايان روزگار صفوي ستم‌ و فشار بر زرتشتيان، بسيار شد كه يكي از شوندهاي اين فشار را مي‌توان تعصبات مذهبي دانست كه بسيار گسترش يافته بود.»
دكتر صبوري گفت: «در زمان شاه سلطان‌حسين‌صفوي به زرتشتيان فشار مي‌آوردند. گلستان‌بانو كه به هند رفت و منشا خدمات بسياري به زرتشتيان ايران شد، يكي از دختران زرتشتي است كه زير اين فشارها به هند گريخت. گلستان‌بانو را پدرش به هند برد. او همان‌جا ماند و ازدواج كرد و كمك‌هاي بسياري به زرتشتيان ايراني كرد، چون با درد آن‌ها آشنا بود.»
اين پژوهشگر به اين كه زرتشتيان نمي‌توانستند خانه‌هاي چند اشكوبه بسازند و تنها مجاز به ساخت خانه‌هاي يك اشكوبه بودند، اشاره كرد و گفت: «آن‌ها بايد وصله‌اي بر روي لباسشان مي‌زدند كه از ديگران تشخيص داده شوند. حق حمل صلاح را نداشتند و ... كه زير اين فشارها، موج تازه‌اي از كوچ به هند آغاز شد.»
وي درباره‌ي زندگي پارسيان هند گفت: «فشار فراوان بر زرتشتيان ايران، شوند(:سبب) آن شده بود كه علم و آگاهي‌شان پايين بيايد اما پارسيان هند تنها زماني كه هند مستمره‌ي پرتغاليان متعصب مسيحي شد، ستم بسيار ديدند. پس از پرتغالي‌ها، هند مستمره‌ي انگليس شد كه به همه‌ي اديان آزادي داد.»
انجمن اكابر صاحبان پارسي
به گفته‌ي فرهاد صبوري، پارسيان هند كه خود را وامدار زرتشتيان ايران مي‌دانستند در زمان قاجار، انجمني به نام «اكابر ‌صاحبان ‌پارسي» تشكيل دادند و «ليمجي ‌مانكجي‌‌ هاتريا» كه از هموندان اين انجمن بود را به ايران فرستادند. چنين آمده كه نياكان مانكجي، از زرتشتياني بودند كه در زمان صفوي از ايران رفتند.»
صبوري گفت: «مانكجي آمار زرتشتيان ايران را درآورد و اين يكي از بزرگ‌ترين كارهايش بود چرا كه شهر به شهر و روستا به روستا و خانه به خانه رفت و آمار زرتشتيان مرد، زن، كودك، باسواد، بي‌سواد را در آورد. اين آمار نشان از آن داشت كه در ايران بر زرتشتيان بسيار سخت مي‌گذرد و در وضع بدي زندگي مي‌كنند كه شمارشان در سرزمين خودشان اين‌چنين كم شده است. هندي‌ها كه از وضع زرتشتيان ايران آگاه شدند براي كمك‌هاي فرهنگي و مالي به همكيشانشان در ايران تلاش كردند.»
پرداخت ساليانه‌ي جزيه‌ي ٩٥٠ توماني
به گفته‌ي صبوري، ايرانيان آنچنان زير فشار بودند كه تنها به زندگي روزمره مي‌پرداختند و ارج و ارزش دانش و آموختن را از ياد برده بودند. با اين كه در كتاب «ارداويراف‌‌نامه» داريم كه جايگاه آموزگاران در «خورشيدپايه» است، مانكجي كه در ايران يكي از كارهاي ارزشمندش، ساخت مدرسه و آموزشگاه براي باسواد كردن، مردم بود، در كتاب «اظهار سياحت‌نامه‌ي ايران» مي‌نويسد: حتا سالخوردگان زرتشتي از من مي‌پرسند مدرسه‌ ساختي كه چه بشود؟
صبوري گفت: «اين نشان از نا آگاهي مردم در اين دوره دارد.»
دكتر صبوري از سريالي كه در تلويزيون ايران پخش شد و در آن «مانكجي» را يهودي و دست‌نشانده‌ي انگليس نشان داده‌اند، انتقاد كرد و در دنباله باز به خدماتي پرداخت كه مانكجي در ايران انجام داد.
او گفت: «كار بزرگ ديگري كه مانكجي كرد لغو جزيه بود كه البته كاري آسان نبود و در يك روند ٣٠ساله انجام شد. مانكجي با آماري كه از زرتشتيان ايران در آورده بود مبلغ ساليانه‌ي جزيه‌ي آنان را ٩٥٠تومان برآورد كرد و به «ناصرالدين‌شاه» گفت كه اين پول را سالانه به دولت از سوي پارسيان هند مي‌پردازند تا هر روز، جلوي زرتشتيان را براي جزيه نگيرند. ٢٨سال پارسيان هند اين جزيه را دادند. مانكجي سپس شاه وقت را به سختي متقاعد كرد كه گرفتن جزيه تنها به اين شوند كه برخي در كشور دين هم‌سوي شاه ندارند كار درستي نيست. و اين‌چنين قانون جزيه لغو شد.»
زرتشتيان و انقلاب مشروطه
فرهاد صبوري سپس به دوران مشروطه اشاره كرد و يادآور شد: «در اين دوره زرتشتيان پابه‌پاي ديگر ايرانيان تلاش كردند براي انقلاب مشروطه. آن‌ها با پول و اسلحه دادن به آزادي‌خواهان ياري مي‌رساندند. اگر ياري رساندن زرتشتيان نبود مشروطه‌خواهان در ايران بسيار دچار مشكل مي‌شدند.»
اين سخنران ارباب‌كيخسرو‌شاهرخ را نيز مردي بزرگ دانست كه به زرتشتيان يادآوري كرد كه بايد حقوقي برابر با ديگران داشته باشند. صبوري در ادامه افزود: « ارباب‌كيخسرو كسي بود كه با تلاش و پيگيري توانست تا اين قانون را بگذارد كه دانش‌آموزان زرتشتي لباس فرم و يك شكل بپوشند و وصله و نشاني بر مبناي زرتشتي بودنشان كه تحقيري به شمار مي‌آمد را نداشته باشند.»
وي در پايان سخنانش به «اردشير‌ جي ‌ريپرتر» اشاره كرد و گفت:‌ «اين مرد بزرگ به استحكام انجمن‌هاي زرتشتي در ايران كمك كرد و برخي از قوانين را كه در ميان زرتشتيان ايران از ميان رفته بود را زنده كرد.»
او گفت: «افراد بسياري بودند كه به رهايي زرتشتيان از ستم، كمك كردند. نسك‌هاي زرتشتيان كه گمان نابود‌شدنشان مي‌رفت به دست پارسيان هند رسانده شد. اين نسك‌ها در دوره‌هاي بعد كمك بزرگي بود براي خاور‌شناسان تا زبان پهلوي را نزد پارسيان بياموزند و امكان مطالعات علمي را درباره‌ي آيين زرتشت در جهان پديد آورند.»
اين نشست، يكشنبه ساعت١٧ در بنياد‌جمشيد‌جاماسيان برگزار شد.