کامیار عبدی
کامیار عبدی باستان شناس ایرانی استاد دانشگاه است.
او فارغ التحصیل دکترا از دانشگاه میشیگان و مدتی در کالج دارتموت در ایالات متحده به تدریس پرداخت. پس از بازگشت به ایران تدریس در دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات را آغاز کرد . وی به مدت چندین سال به کاوش و بررسی در دشت اسلام آباد کرمانشاه پرداخت که نتایج ارزشمندی در بر داشت. همچنین وی در خوزستان، فارس، ایلام و چند نقطه دیگر کاوشهایی داشته است.
از وی در نشریات بینالمللی و داخلی مقالات متعددی منتشر شده که در روشن ساختن برخی از سوالات باستانشناسی دوره مس و سنگ و آغاز تاریخی ایران بسیار موثر بودهاست. وی همچنین تاکنون چند کتاب منتشر ساخته که یکی از آنها جشن نامه ویلیام سامنر است. دکتر عبدی همچنین سردبیر مجله باستانشناسی و تاریخ از انتشارات مرکز نشر دانشگاهی است.
علاثق پژوهشی او تحولات حد فاصل آغاز روستا نشینی و تولید مواد غذایی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی مرتبط به آن (c. ۸۰۰۰ قبل از میلاد) تا ظهور قدرتهای سیاسی در اوایل دوره کالکولیتیک (تمرکز پ ۳۵۰۰ قبل از میلاد)است. تشکیل امپراطوری ها از هزاره اول پیش از میلاد تا ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، خصوصا دوره هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) از دیگر اهداف مطالعاتی وی است.
داریوش
یکم، شاهنشاه بزرگ هخامنشی هنگامي كه میخواست بخشهای باختری و خاوری
شاهنشاهي خود را با یک راه آبی به هم بپیوندد، باید به آشکار کردن(: کشف)
راههای آبی ناشناخته دست میزد. از اين روي به «اسکولاکس کاریایی» اهل
کاریاندا، فرمان داد با چند کشتی جنگی پارسی سراسر کرانههای دریایی
شاهنشاهی را شناسایی کند و در اینباره گزارش دهد. اسکولاکس از شهر گنداره
–در خاور افغانستان امروزی- سفر خود را آغاز کرد. او رود کابل را در مسیرش
به سوی خاور تا پیوستن به سند راند و از آن پس بر روی سند، رو به جنوب، خود
را به اقیانوس هند رساند. وی با رسیدن به اقیانوس هند، در حالی که به سوی
باختر میراند، کرانههای خلیج فارس تا «بندر کاریایی» در بنیشو(در نزدیکی
خرمشهر کنونی) را بررسی کرد. او پس از این، دلیرانه آغاز به دور زدن
دریاییِ شبه جزیره عربستان کرد، تا پس از سی ماه به «سوئز» کنونی رسید.
اسکولاکس گزارشهای کار خود را پس از بازگشت از مصر به داریوش بزرگ داد.
داریوش که پیوستن مصر و کرانههای باختری و خاوری دریای سرخ به هند و ایران
را در سر میپروراند؛ به این اندیشه افتاد که رود نیل را با آبراههایي به
دریای سرخ بپیوندد. بنا به گزارش هرودت، پیش از داریوش، فرعون
نِخو(610-595پ.م) و پادشاهان مصری پیش از او در اندیشهی پیوستن نیل به
دریای سرخ بودهاند. اما چون در مسیر راه کوههای سنگی وجود داشت که کندن
آنها کار آسانی نبود و همچنین آبراهه از میان وادی خشکی میگذشت که در آن
آب نبود، این کار به پایان نرسید. حتا به روزگار پادشاهی نِخو 120 هزار
مصری در کار کندن آبراهه كشته شدند.