مسجد حکیم در یک روز برفی...


 








مسجد حکیم اصفهان، یکی از شاهکارهای معماری ایران در دوره ی اسلامی، مسجدی است چهار ایوانی با آجرکاری های بسیار متنوع و در حد یکی از بهترین کارهای معماری دوره صفویه می باشد. این مسجد دارای محراب های متعدد و متنوع که هرکدام نسبت به شبستان خود ساخته شده و ایوانهای مرتفع و شبستان های تابستانی و زمستانی و طاقنما هاست که با تزییناتی بسیار عالی همراه است.

تاریخچه مسجد

مسجد اولیه در دوره آل بویه و توسط صاحب بن عباد ساخته شده بود و به آن مسجد جامع جور جیر می گفتند.

بناهایی که از دوران آل بویه در اصفهان به جای مانده اند، بسیار کم است. سر در مسجد جورجیر یا مسجد جامع صغیر بوده که در زمان صفوی مسجد آل بویه تخریب شده و مسجد حکیم جای آن ساخته می شود. این مسجد به گفته مافروخی مناره ای با 100 ذراع ارتفاع داشته است. از کل مسجد تنها سردر آن باقی مانده است. آرایه های سردر بسیار زیبا و در نوع خود منحصر بفرد است

ما فروخی در وصف مسجد جوءجوء می نویسد: «آن مسجد را مناری بس بلند و متقن بوده و گمان می رود یا در فتنه مغول یا در قتل عام امیر تیمور ویران کرده باشند، یا قتل عام امیر جهانشاه ترکمان یا جنگ های داخلی مذهبی چون غالبا این گونه منارها در شهر و بیابان برای استفاده از خبر یافتن و خبر دادن دشمن و نتایج دیگر ساخته می شد.

شاردن در سفرنامه خود می نویسد: «حکیم داوود که طبیب شاه عباس دوم و شاه صفی بود در نتیجه دسایس اطرافیان مورد بی مهری شاه واقع شد و از پیش آمدهای بدتری ترسید.... و به هندوستان گریخت و در آن جا در اثر ملازمت اورنگ زیب و انجام خدماتی ملقب به تقرب خان به اندازه ای ترقی کرد که شخص بسیار معتبری شد. حکیم داوود به محض اینکه در هندوستان بر مسند عزت استقرار یافت، اموال زیادی برای خانواده اش به اصفهان فرستاد و دستور ساختن یک مسجد را داد و با نیتی که داشت این کار را آن قدر ادامه داد تا این مسجد عالی ساخته شد.»

گفته می شود روزی به قصد سرکشی از عملیات ساختمانی به محل مسجد آمد و با تیز هوشی تمام کارها را از مدنظر گذراند، ناگهان چشمش به خران گچ کش افتاد که آجر و گچ و دیگر مصالح ساختمانی را از کوره های آجر پزی به ساختمان مسجد حمل می کردند. کپل این حیوانات زخمی و خون آلود بود، علت را سوال کرد، گفتند خرکچیها برای حرکت سریع تر، خران را با سیخونک دنبال می کنند. حکیم از گفته آنان ناراحت شد و دستور تخریب قسمت های ساخته شده از مسجد را داد و گفت پایه های این مسجد با ظلم همراه است. بنا بر این روایت دستور داد در راه خران از محل کوره پز خانه تا مسجد، علف بریزند که خران با چرا آجر و گچ و مصالح ساختمانی را به مسجد حمل کنند و مسجد را از نو بنا کنند.

صاحب بن عباد

خاندان شیعی آل بویه (دیلمیان) از منطقه شمال ایران برخاستند و در برهه ای از تاریخ این كشوربر مناطق وسیعی از ایران حمرانی می كردند. حکومت آل بویه در قرن چهارم هجری اوج دوران طلایی تمدن اسلامی است و در این موفقیت وزرای دانشمند و کاردان این خاندان نقشی اساسی داشته اند. یکی از بزرگترین وزرای آل بویه صاحب بن عباد است.

از حکیمان و بزرگان منطقه(هفت مزرعه)قمشه و اصفهان،اسماعیل بن عباد وزیر دیلمیان است که در سنه 326‌هـ.ق ولادت یافت.

علامه دهخدا در لغت‌نامه ذیل صاحب بن عباد چنین‌ می‌نگارد،نام وی اسماعیل مکنی به ابی القاسم و ملقب‌ به صاحب و کافی الکفاة.ابن خلکان گوید:او نخستین‌ کسی است از وزرا که لقب صاحب گرفت بدان سبب که‌ مصاحب ابو الفضل ابن العمید بود و او را صاحب‌ ابن العمید می‌گفتند و چون به وزارت رسید این لقب بر او ماند.

او از خاندانی ایرانی است،و نام پدران وی چنین است:

«اسماعیل بن عباد بن عباس بن عباد بن احمد بن‌ ادریس»

بسیاری از بزرگان به تشیع و برخی به دوازده امامی بودن او تصریح كرده اند. سید بن طاووس ، شیخ صدوق ، علامه مجلسی ، شیخ حر عاملی ، شیخ بهایی ، شیخ آقا بزرگ طهرانی ، شیخ عباس قمی ، علامه امینی و بسیاری دیگر از این جمله اند. جز تصریح بزرگان ، دقت در اشعاری كه از صاحب باقی مانده و شور و شوق او به ولایت و دوستی ائمه معصومین علیه السلام بهترین شاهد بر این شخصیت بزرگ است.

صاحب بن عباد در محیطی شیفته علم و ادب پای به جهان گذارد و تا آخرین لحظات حیات دمی از علم آموزی دانش گستری غفلت نورزید. صاحب كوشش در آموختن ، محدود به زمان معین نبود به گونه ای كه حتی پس از رسیدن به مقام وزارت نیز كسب علم و معرفت را فراموش نكرد. او چه در ایام اقامت در شهرهای اصفهان ، بغداد و ری و چه مسافرت همیشه با برخی از دانشمندان بزرگان علم همراه بود و حتی در ماءموریتهای نظامی نیز مجلس بحث و گفتگو می داد.

صاحب در اواخر عمر خویش ، ناخوش و رنجور گشت و در بستر هم از مسائل كشور غافل نبود و از كشور بااطلاع می شد. مردم در ایام بیماری به عیادت او رفته ، برای بهبودی اش روزی دوبار مقابل سرای او به درگاه خداوند دعا می كردند. ولی صاحب كه از زندان تن به تنگ آمده ، مشتاق لقای پروردگار خود بود سرانجام در شب جمعه 24 صفر 385 هـ.قجان به پروردگار خویش تسلیم كرد و روح متعالی به سرای باقی شتافت.

مقبره وی در اصفهان است. ابن خلکان می نویسد: « مقبره صاحب تا به این زمان آباد است و فرزندزادگان صاحب آن را محافظت و هر سال مرمت می کنند». امروزه در نزدیکی دروازه طوقچی اصفهان بقعه و تالاری است که مقبره صاحب بن عباد در آنجا است. در اطراف مقبره الواح خطی به دیوار آویخته شده است و صورت مکتوب بعضی از علما که به بودن قبر صاحب در آن بقعه تصریح کرده اند بر آن الواح نوشته شده است. مقبره صاحب بن عباد امروز هم زیارتگاه و در آن حوالی مساجد و مقابر کهنه بسیار است.

مسجد حکیم

امروزه از مسجد آل بویه تنها یک سردر آجری باقی مانده و مسجد فعلی همان مسجدی است که حکیم داوود در زمان صفویه با مبالغی که از هندوستان می فرستاد ساخته است. مسجدی چهار ایوانی با گنبد خانه و چند شبستان، با حیاطی در میان مسجد. این حیاط یا صحن اصلی مسجد دارای طول تقریبی 61 متر وعرض 53 متر است. در جوانب شرقی و غربی مسجد بر روی بنای اصلی و ردیف طاق ها و طاق نما های همکف طاقنما هایی بدون ساختمان های پشتی یا جانبی ساخته شده است که دهانه های این طاقنماها به فضای پشتی راه دارد.

صحن دارای یک حوض آب است که محل وضو ساختن است و در دو طرف حوض (شرق و غرب) دو مهتابی ساخته اند. در سمت جنوبی این مهتابی ها برای امام جماعت مکانی در نظر گرفته شده که گودالی است به طول یک متر و هفتاد سانتی متر و عرض یک متر و بیست سانتی مترو به عمق سی سانتی مترکه از کف مهتابی ها گودتر و محل امام جماعت است.

تزیینات

از سردر قدیمی باقی مانده از دوره آل بویه که بگذریم، تزیینات معقلی مسجد بیشترین نمود و زیبایی را دارند و بیشترین تزیینات مسجد را تشکیل می دهند.معقلی گره سازی مختلط کاشی و آجر را گویند. در این مسجد هرچند از کاشی کاری های تمام سطح هفت رنگ و معرق مانند مسجد امام و شیخ لطف الله خبری نیست اما تزیینات ساده و هندسی از ترکیب کاشی و آجر به آن جلوه منحصر بفردی داده است.کتیبه هاي آن نيز به دست محمد رضا امامي و محمد باقر شيرازي دو خوشنويس عهد صفوي نگاشته شده است.


همایش چشم انداز باستان شناسی شمال کشور در دهه آینده



این همایش با هدف معرفی جایگاه باستان شناسی شمال کشور و همچنین تبادل نظر و تعامل میان اساتید، پژوهشگران و دانشجویان باستان-شناسی در جهت شناخت هرچه بیشتر ظرفیت های تاریخی- فرهنگی و گردشگری شمال کشور و آگاهی از جدیدترین یافته های باستان شناسی این خطه در 23 اردیبهشت 1389 خورشیدی توسط دانشگاه غیرانتقاعی مارلیک نوشهر برگزار شد. جلد اول کتاب مجموعه مقالات این همایش در روز برگزاری همایش منتشر شد.
 

 



 

 

 

کاوش در پناهگاه صخره‌ای راشک ۳ (کلاردشت)

دکتر حامد وحدتی‌نسب به همراه گروهشان در تابستان ۱۳۸۷، در منطقه کلاردشت، تنگه راشک، پناهگاه صخره‌ای راشک ۳ را مورد کاوش قرار دادند که در این ویدیو توضیحات آن را می‌شنوید.

این سخنرانی در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ و در دانشگاه تهران ایراد شده است.

ادامه مطلب در: http://chaharrah.tv/vahdatinasab-1391-2-11/

وبگاه چهارراه

دوستای خوبم  مطالب این وبگاه بسیار سودمند است.

حتما یه سرکی بکشید ...

از استادم  جناب دکتر مهرداد ملک زاده برای آگاه سازی و اطلاع رسانی در مورد مطالب جدید باستان شناسی تشکر میکنم.

http://chaharrah.tv/about/

سبز باشید.

اولین همایش باستان شناسی جوان شمال کشور

استادم  مجتبی قاسمیان




اساتید قاسمیان . پنجه علی پور . ابراهیمی



استاد بیشه کلاهی


 


یک روز خوب و پر از استرس داشتم و تنها دلگرمیم بودن دوست خوبم بهناز داداشی بود.

خاطرات کاوش مرجان تپه

 

 

 

 

 

 

این عکس رو خیلی میپسندم

دکتر مهرداد ملک زاده

از سرو بلندقامت یلدا تا کاج کریسمس

 
خبرگزاری میراث فرهنگی - گردشگری - برخلاف غرب، سبک زندگی مردمان شرق جهان همچون عصر قدیم همچنان با طبیعت سازگار باقی مانده‌است؛ تلفیق ریتم طبیعت در چرخه زندگی به خصوص برای ایرانیان باستان صدق می‌کند؛ این سبک از زندگی همچنان تا به امروز پابرجا باقی مانده است. «یلدا» همچون دیگر جشن‌های مهم ایرانیان بر تغییر فصول سال تمرکز دارد و قدمتش به بلندای تاریخ است؛ قدمت تاریخی آئین شب یلدا به همان اندازه مطول است که قدمت بنا گذاشتن زندگی مردمان عصر باستان بر اساس نقاط اعتدالی طولانی است. نوروز به عنوان مهمترین جشن باستانی ایرانیان نیز مصادف با اعتدال بهاری است. بنابراین جای تعجب نیست که نخستین بار «طالع بینی» در بابل باستان که در واقع بخشی از امپراتوری ایران باستان بوده اختراع شد.
هنوز هم اساس آئین شب یلدا مبتنی بر ایزد مهر است؛ یلدا شب تولد خورشید شکست ناپذیر، مهر یا میترا محسوب می‌شود که به معنای عشق و خورشید است و پیروان میترائیسم از حدود 5 هزار سال پیش از میلاد مسیح آن را جشن می‌گرفتند؛ در این بین یک سوال مطرح می‌شود و آن این است که آیا ماهیت مشابه و نیز فاصله زمانی نزدیک دو آئین کریسمس و شب یلدا یک تصادف صرف است؟ طرح همین سوال بود که پیشتر درباره احتمال ریشه داشتن جشن کریسمس در ایران باستان حدس و گمان‌هایی را مطرح کرد.
بر اساس کتاب انجیل، عیسی مسیح (ع) در روز ششم ژانویه به دنیا آمده و برگزاری جشن تولد او در تاریخ 25 دسامبر ممکن است تحت تاثیر نفوذ فرهنگ میترائیسم ایران باستان باشد. در افسانه‌های قدیمی پارسی، میترا، خدای عشق، دوستی و نور یا خدای خورشید در این شب طولانی به شکل معجزه آسایی از یک تکه سنگ در کنار یک رودخانه یا نهر خلق شده‌است.
کارل یونگ، روانشناس مشهور سوئیسی در پنجمین جلد از مجموعه آثار «نماد تحول» به شکلی گسترده درباره اثرات میترائیسم بر مسیحیت توضیح داده و تصاویر و نمادهای آن را به تصویر کشیده‌است.
با ظهور جنگهای منطقه‌ای میان ایرانیان باستان و رومی‌ها ، شمار زیادی از سربازان رومی که از خشونت خسته و از روش و منش خصمانه فرماندهانشان به ستوه آمده بودند به آئین میترائیسم پناه بردند؛ آئینی که در عصر توحش بیش از هر چیز با طبیعت و زیبایی ارتباط داشت. آنها آئین ذبح گاو در میترائیسم را که نمادی از فداکاری در راه یافتن مسیر الهی بود می‌ستودند؛ به این ترتیب میترائیسم خیلی زود از قلمرو پارس به تمدن‌های باستانی دیگری چون روم و بسیاری از کشورهای اروپایی گسترش پیدا کرد. کم کم نه تنها در ایران بلکه اروپائیان نیز روز تولد میترا در 21 دسامبر را جشن می‌گرفتند.
پیروان اولیه دین مسیح نیز بعد از مدتی از جشن بسیار کهن پارسی میترا، خدای خورشید تقلید کردند و بعدها آن را به تولد مسیح ارتباط دادند. اما در قرن چهارم میلادی به دلیل بروز برخی اشتباهات در شمارش سال کبیسه، روز تولد میترا به تاریخ 25 دسامبر منتقل شد. از این رو آرلیا، امپراتور رومی سال 274 پس از میلاد، تاریخ 25 دسامبر را به عنوان تولد خوشید شکست ناپذیر ("natAlis solis invicti") اعلام کرد؛ ـ خورشیدی که در نقطه اعتدال زمستانی کم کم بر نور و گرمایش افزوده می‌شود ـ او این روز را روز جشن اعلام کرد. بعدها کلیسای روم همین روز را روز بزرگداشت تولد مسیح یا «خورشید عدالت» نامگذاری کرد. تا پیش از آن ششم ژانویه را روز تولد عیسی مسیح اعلام می‌کردند اما دین بسیاری از رومیان و نیز بسیاری از مردم قاره اروپا هنوز میترائیسم بود. پاپ لئو در قرن چهارم میلادی، بعد از آنکه تقریبا تمام معابد میترائیسم را در سال 376 پس از میلاد تخریب کرد در کمپینی علیه میترائیسم رسما تاریخ 25 دسامبر را به جای ششم ژانویه روز تولد عیسی مسیح معرفی کرد؛ اما کلیسای ارتدوکس شرقی و ارامنه همچنان ششم ژانویه را به عنوان روز تولد واقعی عیسی مسیح جشن می‌گیرند !
جالب توجه است که جشن تجلی عیسی مسیح یا جشن سه پادشاه مقدس در آئین مسیح نیز که ششم ژانویه برگزار می‌شود بزرگداشت تجلی عیسی مسیح بر مغ‌ها است. مغ‌ها اختربینان شناخته شده عصر خود بودند که با دیدن ستاره تازه متولد شده‌ای در آسمان تولید عیسی مسیح را پیش بینی کردند و از شهر مذهبی قم در ایران راهی بیت‌المقدس شدند تا نوزاد مسیح را از نزدیک ببینند به او هدایایی را پیشکش کنند.
زرتشتیان پس از تصفیه و حذف برخی جنبه‌های کفرآمیز و اسطوره‌ای آئین میترائیسم، یلدا را که واژه‌ای سریانی و به معنای تولد است حفظ کردند‌؛ آئین شب یلدا از نگاه اسطوره ای به مبازره تاریخی میان نیروهای خوب نورانی و نیروهای شیطانی تاریکی باز می‌گردد. از نظر ایرانیان باستان یلدا یا طولانی ترین شب سال نقطه اوج نیروهای شوم است و از این روز به بعد نیروهای خوب نورانی پیروز شده و به واسطه این پیروزی روزها طولانی تر و پر نور تر می‌شوند. این جشن در آستانه ماه «دی» برگزار می‌شود ؛ اولین ماه زمستانی که نامش برگرفته از نام خدای پیش از عهد زرتشتیان است که در غرب به آن «زحل» می‌گفتند. ایرانیان باستان به جای واژه خدا از دی استفاده می کردند و او را خدای خلقت و نور می‌نامیدند . از همین واژه اکنون کلمه انگلیسی « day» به معنای روز به وجود آمده‌است.
در دنیای رومی‌ها، جشن خدای زحل که از 17 تا 24 دسامبر برگزار می‌شد زمانی برای شادمانی و رد و بدل شدن هدایا بود؛ رومی‌ها این جشن را به افتخار خدای رومیان یعنی «زحل» برگزار می‌کردند.
زرتشتیان باستان بر این باور بودند که اهورا مزدا خالق نور، روز و روشنایی است؛ عناصری که آنها را نماینده نظم و ترتیب و نیز اهورایی و نیکی می‌پنداشتند. روز زمانی برای کار کردن، برداشت و بهره‌وری بود. آنها معتقد بودند که اهریمن شب را به وجود آورده است؛ زمانی برای تاریکی، سردی و رازهای پنهان و درندگان وحشی. مشاهده تغییرات دوره‌ای در طول روز و شب موجب شد آنها این گونه فکر کنند که نور و تاریکی و یا روز و شب مدام در حال نبرد با یکدیگر هستند. پیروزی نور، روزهای بلندتر را به ارمغان می‌آورد و در مقابل حاصل پیروزی تاریکی شب‌های طولانی تر بود. در تصورات آنها بزرگترین نبرد میان نیروهای خوب و بد در شب قبل از انقلاب زمستانی یا در واقع شب یلدا اتفاق می‌افتاد. از آنجا که اولین شب زمستان طولانی‌ترین شب سال است و از آن شب به بعد، روزها طولانی‌تر شده و گرما و نور خورشید رو به فزونی می‌رود شب انقلاب زمستانی به عنوان زمان تولد خورشید یا تولد دوباره اقوام آریایی در ایران، هند و اروپا به رسمیت شناخته شد و ایرانیان این شب طولانی را جشن می‌گرفتند.
آتش و نور و چراغ و گرما همواره جزئی از این جشن زمستانی ایرانیان بوده است؛ ایرانیان عهد قدیم به عقیده خودشان برای در امان ماندن از شر اهریمن مشعلهایی را روشن و آن را بیرون خانه شان نصب می‌کردند . ایرانیان باستان همچنین سروی بلند قامت را تزئین می کردند؛ درخت همیشه سبز سرو در مقابل سوز و سرمای زمستان مقاوم است و این حرکتی نمادین به نشانه تحمل سختی‌ها و در نتیجه سازگار با طبیعت جشن میترا بود. جوانترها آرزوهایشان را به شکلی نمادین در یک پارچه ابریشمین رنگارنگ می‌پیچیدند و با این امید که میترا برآورده‌شان کند آنها را در کنار نعمت‌های خدایشان بر درخت آویزان می‌کردند؛ در اواسط قرن 16 میلادی بود که لوتر، اطلاح طلب مشهور آلمانی که از آیین درخت سرو شب یلدا با خبر بود درخت کریسمس را به آلمانی ها معرفی کرد. از آنجا که نهال سرو به ندرت در آلمان و حتی بسیاری از نقاط اروپا یافت می‌شد آنها درخت کاج را جایگزین کردند که در اروپا فراوان بود.
جشن تولد میترا تنها آئینی نیست که به مسیحیت راه پیدا کرده است. هنوز هم میان سنت مسیحیان و آئین میترائیسم شباهت‌های زیادی وجود دارد. امروزه تمام مسیحیانی که تولد عیسی مسیح را جشن می گیرند هنوز هم در روز جشن شومینه و شمع‌هایشان را روشن نگاه می‌دارند، درخت کریسمس را با چراغهای کوچک نورانی تزئین می‌کنند، شب زنده داری می‌کنند و غذاهای مخصوص و ویژه می‌خورند؛ به دید و بازدید یکدیگر می‌روند و این مناسبت را در کنار دوستان و اقوامشان جشن می‌گیرند؛ درست نظیر همان سنتی که ایرانیان باستان در شب یلدا برگزار می کردند. کریسمس و یلدا تنها نمونه‌ای از بسیاری از باورها، آداب و رسوم، نمادها، داستان‌ها و افسانه‌های مشترکی هستند که مردم ملل مختلف و مذاهب مختلف را به هم پیوند می‌زنند.
انتهای خبر/ خبرگزاری میراث فرهنگی / کد خبر: ۱۰۸۰۴۶
   

 

کشفیات باستان شناسی تازه درباره حضرت ابراهیم (ع)

 
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ بین‎الملل ـ باستان شناسان ترکیه خبر ازکشف شهر گمشده‎ای در کیلیس ترکیه می‎دهند که دارای شواهدی است که نشان می‎دهد حضرت ابراهیم زمانی یکی از سکنه این شهر بوده است. این کشف در صورت اثبات، منبع درآمد هنگفت گردشگری تازه‌ای برای ترکیه خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری آنادولو باستان شناسان هم اکنون درمحوطه‎ی باستانی که ادعا می‎شود آثاری از شهر گمشده را در خود دارد، مشغول کاوش هستند. همچنین گنجینه‎ای از سکه‎های دوران اسکندر مقدونی در این محوطه باستانی کشف شده است. سکه های بدست آمده از جنس نقره و از گنجینه های عصر اسکندر است.
این در حالی است که کیلیس منطقه ای شیبدار در جنوب شرقی ترکیه و از گرم‎ترین نواحی ترکیه است که درماه‎های اخیر محل اسکان هزاران پناهنده سوری نیز هست.
اهمیت این منطقه در تاریخ به هرحال سبب حفظ اهمیت آن شده و کاوش‎های جدید باستان شناسان به کشف ردپایی از پیامبر ابراهیم (ع) انجامیده که نشانگر اقامت او در همسایگی آن است و نیز کشف گنجینه‎هایی از اسکندر مقدونی براهمیت آن افزوده است.
"آتیلا انمگین" سرپرست گروه باستان شناسی در این منطقه از دانشگاه باستان شناسی جمهوریت ترکیه می‎گوید: «طبق مندرجات یک سند از جنس پاپیروس از دوران آهن روشن می‎شود که شهر گمشده دراین منطقه است و این جا همان جایی است که زمانی ابراهیم پیامبر درآن می‎زیسته است. این کشفیات سهم مهمی در ارتقای گردشگری کشور ترکیه دارد. علاوه براین ما حدود 134 سکه نقره نیز از دوران اسکندرمقدونی کشف کرده‎ایم.»
به گفته انگین، کشفیات دیگری نیز ازجمله آثار دست ساز هنری در"تپه اولوم "که از بزرگترین بخش‎های منطقه است، بدست آمده که نوری بر بخش‎های تاریک تاریخ منطقه می‎تاباند. این منطقه از نظر بزرگی یکی از بزرگترین سایت‎های باستانی درترکیه است اما بیش از هرچیز اهمیت آن از آنجاست که محل ظهور یک امپراتوری بسیار قدرتمند و مهم در عصر برنز بوده است.
انگین می گوید: «انواع اسناد ونوشته‎ها به خط میخی و انواع مهر متعلق به پادشاهان هیتی در این محل بدست آمده که درسه فصل کاوش ما را مطمئن کرده است این منطقه، مرکز پادشاهی بوده است. ما معتقدیم که این مکان شهر باستانی "یولیس" است که طبق اسناد و مدارک تاریخی متعلق به 3000 سال پیش بوده و می‎دانیم که شهر مهمی بوده است البته ما همچنان نیازمند مدارک بیشتر هستیم و از این رو به کار بر روی شواهد و اسناد موجود ادامه دارد.»
انگین یادآور شد تا بحال تصور می‎شد شهر یولیس درشرق مدیترانه باشد اما کشفیات جدید ما نشان می‎دهد که" اولوم تومبلوس" مرکز آن شهر باستانی بوده است.
طبق همین گزارش نام یولیس یادآور اسناد اکد باستان است که با نامی که در اسناد هیتی آمده مطابقت دارد. در اسناد پاپیروسی نیز از این شهر به عنوان جایی که محل زندگی ابراهیم پیامبر بوده، یاد شده است.
انگین می‌‎گوید: «این کشفیات توجه بسیاری را بخود جلب می‎کند زیرا یافته‎هایی بنیادین است و سهم مهمی در ارتقای توریسم منطقه خواهد داشت. درحال حاضر موزه کیلیس با استفاده از همین آثار تاسیس شده است و نمایش آثار تازه کشف شده از عصر برنز بر حذابیت این موزه خواهد افزود.»